فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٧١ - رأى حكماء مشاء در مجعول اصلى
قوله: لزم الانقلاب: زيرا پس از صدور ماهيّت از جاعل ممكن اگر بطورى بود
كه موجود را بتوان بر آن بدون ملاحظه چيز ديگرى حمل كرد پس معلوم مىشود كه وجود
ذاتى آن است در حاليكه ذاتش عين امكان است پس فرض مزبور منجر به انقلاب
امكان ذاتى به وجوب ذاتى مىگردد.
شرح عربى: و قد مشى المشّاء نحو الباقي، لكنّ محقّقوهم مشوا الى جانب مجعوليّة
الوجود و غيرهم الى مجعوليّة الاتّصاف و صيرورة الماهيّة موجودة و لعلّ
هؤلاء ارادوا انّ اثر الجاعل امر بسيط يحلّله العقل الى موصوف و صفة و
بالحقيقة ذلك الامر البسيط هو الوجود و الّا فضاهره سخيف لانّ
الاتّصاف فرع تحقّق الطّرفين و انّه امر انتزاعىّ.
ترجمه: حكماء مشّاء به باقى از آن اقوال كه دو رأى ديگر است معتقد شدهاند ولى
در عين حال محقّقين ايشان به جانب مجعوليّت وجود متمايل شده و غير محقّقين آنها
اتّصاف و صيرورت را مجعول بالاصل دانستهاند و شايان ايشان مرادشان اين باشد كه
اثر جاعل امر بسيطى است كه عقل آنرا به موصوف و صفت تحليل مىكند و در
حقيقت آن امر بسيط همان وجود است و بدين ترتيب كلام قائلين بمجعوليّت
اتّصاف مآلش به كلام محقّقين مىباشد و اگر اين توجيه را در كلام ايشان ننموده و
بظاهر ش بخواهيم اعتماد كنيم سخن ايشان بحسب ظاهر سخيف و بىاساس است
زيرا اتّصاف ماهيّت بوجود و صيرورتش به شيئ موجود فرع آن است كه طرفين
اتّصاف (موصوف و صفت) تحقّق داشته باشند چه آنكه اتّصاف امر نسبى دو رابطى
و بعبارت ديگر انتزاعى است و هرگز قابليّت براى جعل استقلالى را ندارد.
شرح فارسى:
توضيح
رأى حكماء مشاء در مجعول اصلى
قول دوّم كه اصالت مجعوليّت در وجود باشد منسوب است به محقّقين از
حكماء مشّاء كما اينكه قول سوّم بغير محقّقين از ايشان منتسب ميباشد و چون ظاهر
اين قول (اصالت جعل در اتّصاف ماهيّت بوجود) غير معقول است لذا مرحوم مصنّف