فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٨ - دليل سوم براى اصالت وجود
ششم: تقدّم بالتّجوهر، چنانچه تقدّم جنس و فصل بر نوع از همين قبيل
مىباشد.
هفتم: تقدّم بالعلّيّة مانند تقدّم علّت تامّه بر معلولش.
منظور مصنّف (ره) از علّت اعمّ است از علّت تامّه و ناقصه، داخلى و
خارجى و نيز مقصودش از تقدّم، تقدّم ذاتى است و آن قدر مشترك بين تقدّم
بالعلّيّة و قتدّم بالطّبع است.
و امّا مقدّمه دوّم:
از مسائل اختلافيّه بين پيروان مكتب مشّاء و بين تابعين مكتب اشراق
كه از آنها به « اشراقيّين » يا « رواقيّين » تعبير مىكنند اينمسأله است:
مشّائون معتقدند كه ماهيّت تشكيك بردار نيست بخلاف عقيده
اشراقيّون، و چون اين بحث بتفصيل بعدا انشاء اللّه ذكر خواهد شد از اينرو از ذكر
ادلّه طرفين در اينجا اغماض كرده و فقط بذكر يك دليل از مشّائون اكتفاء
مىكنيم:
ايشان گفتهاند اگر تشكيك در ماهيّت راه داشته و ماهيّت واحده داراى
افرادى متفاوت باشد ما به التّفاوت يا در صدق و تحقّق ماهيّت ملاحظه مىشود و يا
ملحوظ و معتبر نيست اگر ملاحظه بشود تالى فاسد آن اينستكه فردى اگر داراى
آن نباشد پس فرد ماهيّت نيست و اين خلاف فرض مىباشد.
و اگر ملاحظه نگردد پس معلوم مىشود تشكيك در حقيقت ماهيّت
نيست بلكه در امر خارج از آن است و باز اين مطلب با فرض و تقدير مخالف
مىباشد، زيرا فرض اين بود كه تشكيك در ذات ماهيّت وجود دارد.
و چون مرحوم مصنّف بهمين مكتب معتقد است لذا دليل سوّم را مبتنى
بر همين مذهب و اعتقاد نموده و فرموده است:
لازم است علّت بر معلوم بتقدّم ذاتى مقدّم باشد.
و نيز محال است كه تشكيك در ماهيّت راه يابد و اين دو از امور مسلّمه
و جزء اصول موضوعه است.