فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٤٢ - فصل ميزان صدق در قضايا
اين امور فقط در كلّيّات است و كلّى مفهوما و مصداقا در ذهن است.
بعد از اين مقدّمه اينك مىگوئيم:
مناط صدق در قضاياى خارجيّه و حقيقيّه اينست كه حكم در آنها با خارج
موافق باشد چه افراد محقّق خارجى بوده و چه مقدّر باشند زيرا مناط ايندو قضيّه فقط بر حكم در
خارج است مثلا در مثال قبل موقعى قضيّه مزبور را صادق گوئيم كه حقيقتا افراد
موجوده در خانه مقتول شده باشند يا افراد محقّقه و مقدّره جسم در خارج داراى بعد و
انتهاء باشند و در صورت تخلّف اين حكم در خارج قضيّه كاذب شمرده ميشود.
و امّا ملاك صدق در قضاياى ذهنيّه باين است كه نسبت حكميّه در آنها با
نفس الامر منطبق باشد نه خارج زيرا خارج بتاتا در تحقّق اين قضايا دخل و مساسى
ندارد.
و امّا منظور از نفس الامر چيست؟.
مرحوم مصنّف در بيت بعدى بتعريف و شرح آن پرداخته كه ترجمه و
شرحش انشاء اللّه ذكر مىشود.
قوله: و هلكت المواشى: مواشى جمع ماشيه بوده و معناى آن گوسفندان
مىباشد.
قوله: او منقسم الى غير النّهاية: مقصود از « غير النّهاية» بىنهايت باصطلاح
رياضيين يعنى كثرت مىباشد.
قوله: اذ فيها ايضا حكم على الموجودات: ضمير در « فيها » به قضاياى حقيقيّه
راجع است.
قوله: اذ لا خارج لها: ضمير در « لها » به ذهنيّه راجع است.
قوله: تطابقه: ضمير فاعلى به قضيّه ذهنيّه و ضمير مفعولى آن به خارج
بر مىگردد.
متن: « ٨٢ »
|
بحدّ ذات الشّيىء نفس الامر حدّ |
و عالم الأمر و ذا عقل يعد |