فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢٣ - تضعيف مصنف(ره) نسبت بمذهب حكماء مشاء
خارجى ندارد بلكه مجرّد اعتبار ذهنى و لحاظ عقلى است و بنابراين قول نسبت
بين ايندو نيز تباين است مانند وجه دوّم اگرچه در تقرير تباين با هم فرق دارند.
اختيار مصنّف (ره)
بعد از تقرير مذهب مشّائين مىفرمايد:
حقّ با اشراقيّين بوده و مقاله حكماء مشّاء باطل است زيرا بدون شبهه
موجودات در خارج متكثّر و مختلف هستند، حال اگر بين آنه جهت وحدت و
اشتراكى نباشد چگونه ممكن است از تمام آنها مفهوم واحد و حقيقت فاردى را
كه وجود باشد انتزاع نمود زيرا اين امر مستلزم محال بوده و آن اينست كه لازم
مىآيد شيئ واحد در عين وحدت كثير و متعدّد باشد.
و سپسص بيان ملازمه را اينطور مىفرمايد:
مفهوم وجود كه امرى است اعتبارى و منتزع از حقائق و مصاديق بديهى
است كه واحد مىباشد حال اگر موجودات حاكى از آن بينشان تباين و تباعد
كلّى باشد لازم مىآيد مفهوم وجودى را كه واحد دانستيم در عين وحدت متكثّر
باشد و بطلان آن بسى روشن و از ضروريّات است.
قوله: زاهق باطل: كلمه « زاهق » يعنى زايل.
قوله: لها توحّد ما: ضمير در « لها » به اشياء راجع است.
قوله: بيان ذلك: يعنى بيان عدم انتزاع معنى واحد من الاشياء الّتى لم يقع
لها توحّد ما.
قوله: انّه لو انتزع مفهوم واحد: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: بلا جهة وحدة هى بالحقيقة مصداقه: ضمير « هى » به اشياء راجع بوده و
ضمير در « مصداقه » به مفهوم واحد بر مىگردد.
قوله: انّه حينئذ يكون المصداق الخ: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » بوده و
مقصود از « حينئذ » حين انتزاع مفهوم الواحد من اشياء متخالفة بما هى متخالفة
مىباشد.