فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣٦ - قدح و اشكال مصنف(ره) در مذهب قائلين مذكور
مىباشند و وجود قائم به ماهيّات نبوده و عارض بر آنها.
و اينكه بر وجود اطلاق موجود شده معنايش اينستكه وجود نفس وجود
است و اگر بر ماهيّات حمل گرديده باين معنا است كه ماهيّات منسوب بوجود
هستند چنانچه در كلمات: مشمّس و لابن و تامر و امثال اينها منسوب به شمس و
لبن و تمر قصد و اراده شده.
قدح و اشكال مصنّف (ره) در مذهب قائلين مذكور
سپس مصنّف (ره) در مقام تضعيف قول ايشان مىفرمايد:
اين مسلك و رأى را اگرچه جماعت بسيارى پسنديدهاند ولى از نظر ما
صحيح نيست چه آنكه ايشان چون باصالة الماهيّة قائلند لا جرم لازمه آن اينستكه
به وجود دوّم قائل شده و بايد ملتزم شوند در دار تحقّق دو سنخ و دو اصل مىباشد.
ولى ما اعتقادمان اينستكه ذوق تألّه مقتضى است ك در دار تحقّق سنخ
واحد و اصل فاردى باشد زيرا اصالت با وجود بوده و ماهيّت امر اعتبارى است
چه آنكه شيئيّت در ايندو منحصر بوده و امر اصالت بر آندو دور مىزند لذا وقتى
اصالت ماهيّت باطل شد بطور معيّن بايد باصالت اوّل يعنى وجود ملتزم شويم
در نتيجه بايد بگوئيم:
مضاف اليه وجود بوده و اضافه اشراقيّه مىباشد و مضاف نيز انحاء
وجوداتى بوده كه تمام بنفسها و ذاتا متعلّقات و متدلّيات هستند به مرتبهاى كه از
نظر شدّت نورى متناهى نيست بلكه در اصطلاح ما نام اين وجودات تعلّقات و
روابط محظ مىباشد نه آنكه اشيائى بوده كه روابط و تعلّقات براى آنها ثابت
باشد بلكه عين ربط و تعلّق هستند.
شرح فارسى:
توضيح
در بيتى كه اخيرا گذشت مرحوم مصنّف بدو قول اشاره كرده است: