فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥٥ - اشاره مرحوم مصنف به ادله وجود ذهنى
مىباشد و بديهى است اثبات حكم براى چيزى مستلزم ثبوت آن چيز است و
وقتى در خارج وجودش را منفى دانستيم پس قهرا در ذهن بايد باشد.
دليل دوّم: بسيارى از جزئيّات هستند كه با هم در جهتى عام مشتركند و
بواسطه عوارض شخصيّه از هم ممتاز مىباشند و وقتى ما به الامتياز را از آنها
منهاض كنيم موضوع همان جهت عام واقع مىشود مانند: زيد، عمرو، بكر، كه
در انسانيّت مشترك و بواسطه عوارض فرديّه از هم جدا و مشخّص مىشوند و ما
اين عوارض را از آنها سلب كرده و مىگوئيم زيد انسان است يا عمرو و بكر
انسانند پس معلوم مىشود اين افراد را باعتبار همان جهت عمومشان تصوّر
كردهايم و تصوّر عبارت است از اشاره ذهنيّه و عقليّه و اگر اين امور متصوّره معدوم
بحت بودند قابل اشاره نمىبايست باشند و معلومست بعد از حذف ما به الامتياز
وجود خارجى ندارند پس قهرا در ذهن متحقّق هستند.
متن: « ٤٢ »
|
صرف الحقيقة الّذى ما كثرا |
من دون منضمّاتها العقل يرى |