فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٣ - رأى حكماء مشاء و اشراق در اصالت وجود و ماهيت
دليل من خالفنا عليل: يعنى برهان مخالفين ما ضعيف و غير قابل استناد
است.
شرح فارسى:
توضيح
بعد از ابطال اصالت هر دو با هم مىفرمايد:
حكماء دو دسته مىباشند:
١- طائفهاى وجود را اصيل دانسته يعنى گفتهاند متعلّق جعل حقتعالى
وجود بوده و ماهيّت امر اعتبارى و انتزاعى است چه آنكه ماهيّت حاكى از وجود
و با آن متّحد است اينقول را محقّقين از حكماء مكتب مشّاء گفته و مصنّف نيز به
تبعيّت از ايشان همين رأى را اختيار نموده است و مصراع اوّل را بهمين امير
اختصاص داده.
٢- دستهاى ديگر بعكس گفتهاند يعنى ماهيّت را اصل دانسته و وجود
را امر اعتبارى و حاكى از ماهيّت فرض نمودهاند چنانچه شيخ شهاب الدّين
سهروردى مؤسّس حكمت اشراق و جمعى ديگر از محقّقين همچون سيّد داماد
باين قول متمايل شدهاند.
مؤلّف گويد:
مقصود از اصالت وجود يا ماهيّت اينستكه:
آنچه در عالم عين و خارج است آيا بازاء مفهوم وجود بوده يا در قبال
مفهوم ماهيّت مىباشد.
قائلين باصالت وجود مىگويند در خارج هرچه هست بازاء مفهوم وجود
بوده و ماهيّت ما بازاء ندارد بلكه صرفا از وجود حكايت مىنمايد ولى قائلين
باصالت ماهيّت مىگويند اعيان خارجى تمام بازاء مفهوم ماهيّت بوده و وجود در
ازائش چيزى نبوده و صرفا از ماهيّت حكايت مىكند.