فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧١ - اصل بودن وجود
فساد اين تالى در صورتى است كه خداوند متعال را علّت غير مختار
بدانيم مانند سائر علل ولى اگر گفتيم حضرتش علّت مختار و خالق و فاطر
موجودات هست چنانچه رأى صواب و عقيده مطابق با شرع انور چنين است چه
اشكالى دارد كه در عين حاليكه خودش بسيط بحث است موجود مفطور و مخلوق
خود را مركّب خلق كند.
و بعبارت ديگر:
قاعده لزوم سخنيّت بين علّت و معلول در عللل و معاليل مصطلحه مىباشد
بلكه مىتوان گفت اگر اين قانون و قاعده را حتّى در مبدء اعلى جارى و سارى
بدانيم لازمهاش سلب اختيار و نفس قدرت از مبدء المبادى مىشود.
٣- آنكه لازم مىآيد وجود نفس تحقّق ماهيّت نباشد بلكه ماهيّت
حقيقت جداگانهاى مىشود و وجود هم عليحدّه و از انضمام آندو اشياء صورت
مىگيرند.
و بعبارت ديگر:
لازم مىآيد هر دو در عرض هم باشند نه آنكه يكى عارض و ديگرى
معروض بوده، يكى اصيل و ديگرى انتزاعى باشد.
مخفى نماند كه اين وجه نيز اشكال اساسى نبوده بلكه عين مدّعاى
قائلين باينقول است نه آنكه لازمه آن باشد.
٤- لزوم صحّت مذهب ثنويّه.
٥- عدم صحّت حمل ماهيّت بر وجود و يا بالعكس زيرا ملاك حمل
اينستكه بين محمول و محمول عليه از جهتى وحدت باشد كه بواسطه آن حمل
صورت گيرد و نيز از جهتى هم بايد بين آن دو تغاير باشد كه دو بودن محقّق شده
و گفتن حمل محمول بر موضوع صادق باشد و اينمعنا با اصالت و تباين كلّى بين
ايندو (وجود و ماهيّت) صادق نيست.
دوّم: آنكه وجود اصيل باشد و ماهيّت اعتبارى.
سوّم: آنكه ماهيّت اصيل بوده و وجود اعتبارى.