فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٦٦ - علت پيدايش قول باصالت ماهيت در جعل
ترجمه:
مقاله مرحوم مصنّف
مرحوم مصنّف ميفرمايد:
اكثر شيوع و رواج اين مذهب از زمان شيخ اشراق و اتباعش به بعد بوده و
گويا اين عقيده كه ماهيّات منفكّ از وجود داراى تقرّر مىباشند در عصر وى شايع
بوده و اين قائلين چنين مىپنداشتند اگر به مجعوليّت وجود قائل بشوند بوهم چنين
مىآيد كه ماهيّت در تقرّرش از جاعل مستغنى است زيرا ماهيّت با وجود مغاير
مىباشد و در نتيجه ثابتات ازليّه لازم مىآيد و آن از نظر ايشان باطل و غير صحيح
است و دفع اين توّهم بآن است كه ايشان را ملتزم كنيم باينكه ماهيّت در قوام ذاتش
مجعول و محتاج به جاعل است چنانچه محقّق لاهيجى عليه الرّحمه در ذيل مسئله
بيست و هفتم از كتاب شوارق با اينكه وى در قول باصالت ماهيّت از حيث جعل و
تحقّق متصلّب و مصّر مىباشد چنين فرموده:
شرح فارسى:
توضيح
علّت پيدايش قول باصالت ماهيّت در جعل
در عصر شيخ اشراق كه سنوات بين ٥٠٠ و ٦٠٠ است چنين شايع بود كه
ماهيّات در تقرّر ازلى مجعول نيستند زيرا ازليّت مناط عناد، و حدوث ملاك حاجت
است فلذا وجود امكانى از نظر ايشان ملاك حاجت را دارا است قهرا محتاج است
كه جعل بآن تعلّق گرفته و جاعل آنرا در ظرف لا يزال به ماهيّت ازليّه منضمّ نمايد
بنابراين رسما وجود را با اين تقرير مجعول بالاصل مىدانستند.
شيخ و تابعين او چنين توهّم ميكردند اگر وجود را در جعل اصيل بدانند
بلحاظ اينكه با ماهيّت مغاير است پنداشته ميشود ماهيّت در تقرّرش از جاعل
مستغنى بوده فلذا منجر باين ميشود كه ثابتات ازليّه را قبول كنند و حال آنكه براى
آن اساى قائل نبودند و اين امر سبب شد براى دفع اين توهّم ماهيّت را در جعل