فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٨ - اطلاقات سهگانه در وجود
و اشاعره در مقامات سهگانه قائل به عينيّت مىباشند يعنى وجود را بهر
سه معنايش عين ماهيّت دانستهاند و بعبارت ديگر ايشان معتقدند كه در قبال
ماهيّت نه وجود عامّى بوده و نه حصصى از وجود مىباشد و نه افرادى بلكه هرچه
هست همين ماهيّاتى است كه با هم تخالف و تغاير دارند.
شرح فارسى:
توضيح
محصول بحث اينستكه وجود داراى سه اضافه است:
١- مضاف به آن مفهوم باشد چنانچه گوئيم مفهوم وجود و گفتيم در
اين صورت از وجود همان معناى عام بديهى اراده مىشود كه در بعضى از عبارت
بجاى آن وجود مطلق اطلاق شده است.
٢- مضاف به آن حصّه باشد، يعنى مىگوئيم حصّه وجود.
٣- مضاف به آن فرد باشد، يعنى فرد وجود گفته شود و در اينصورت از
وجود همان حقيقت منبسط اراده مىشود كه در بعضى از تعبيرات فيض مقدّس
گفته شده و نيز وقتى مىگويند وجود فلانى طارد عدم او است همين معنا مقصود
است.
قبلا گفته شد وجود به هر سه معنا زائد بر ماهيّت است اكنون مىگوئيم
معناى اوّل و دوّم همانطورى كه زائد بر ماهيّت هستند نسبت به معناى سوّم نيز
زائد مىباشند يعنى همانطوريكه عين ماهيّت نبوده عين فرد نيز نيستند بلكه
حديث عين بودن نسبت به معناى اوّل و دوّم است.
ولى اشاعره وجود را به هر سه معنائى كه فرض كنيم عين ماهيّت
مىدانند.
قوله: المفهوم العامّ البديهى: كه همان وجود مطلق باشد و آن از نظر عرفاء
وجودى است كه حدّ خاصّى ندارد بخلاف وجود مقيّد كه محدود بحدّ خاصّى
است نظير انسان، عقل و فلك.
قوله: الّتى هى حقيقة الوجود المنبسط: مقصود وجود همه اشياء است بر وجه