فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٥ - تأويل مذهب متكلمين
فساد ظاهرى مبرّا و بر حذر داشته باشد در مقام تأويلش برآمده و آنرا بقول اوّل
ارجاع مىدهد.
البتّه اگرچه قول اوّل نيز مرضىّ ايشان نمىباشد لكن فسادش بدرجه
اينقول نبوده و محذورش باين مثابه نيست و شرح كيفيّت تأويل باين تقرير است:
اوّلا: مىگوئيم منظور متكلّمين از مفهوم وجود همان حقيقة الوجود است
كه عبارت از حضرت سبحان جلّت عظمته باشد لذا نفى تعدّد از جهات ثلاث
( نوع- مرتبه- فرد) صحيح مىباشد همانطورى كه قائلين بقول اوّل چنين
مىگفتند زيرا بديهى است كه حقيقة الوجود (واجب الوجود) هم بحسب نوع و هم
از جهت مرتبه و هم از حيث فرد متّحد مىباشد.
و ثانيا: مقصودشان از حصصيكه وجود بآنها اضافه مىشود همان
تجلّيات نور و انحاء وجود است كه تكثّر در آنها باعث تكثّر در اصل وجود نيست
و اگر تعدّد و كثرتى توهّم شود حقيقتا در اضافات و نسب است يعنى وجود واحد
است وانحاء وجود كه ماهيّات باشند تكثّر دارند و قهرا اضافه وجود بهر كدام از
ماهيّات جداجدا باعث تكثّر در اضافات مىشود و اين معنا عينا همان تقريرى
است كه قائلين اوّل مىگفتند.
قوله: قول المتكلّمين المذكور: مقصود كسانى هستند كه مرحوم مصنّف قبلا
در اين مصراع بآنها اشاره نمود: من قال ما كان له سوى الحصص.
قوله: بارجاعه الى الاوّل: مقصد از « الاوّل » قول منسوب به ذوق تألّه
مىباشد.
قوله: بتنزيل جميع قالوا فى المفهوم: ضمير فاعلى در « ما قالوا» به متكلّمين
عود مىكند.
قوله: التجلّيّات الّتى لا تسلزم: مراد از تجلّيات موجودات است.
قوله: فى المتجلّى: مقصود از آن نفس وجود مىباشد.
قوله: كما قالوا لا تكثّر الخ: اين عبارت از متكلّمين بوده كه مرحوم مصنّف
آنرا شاهد براى تأويل خود آورده است.