فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٧ - تأويل مذهب متكلمين
مقيّدا: حال است از « كلّى » .
يجيئ: فعل مضارع و فاعلش ضميرى است كه يا بكلّى راجعست و يا
مقيّد.
تقيّد: مبتداء و تنوينش عوض از مضاف اليه محذوف است و در اصل
« تقيّده » بوده است و خبرش « جزء » است.
و قيد: عطف بر « تقيّد » است و در اينجا نيز تنوين عوض از ضميرى
است كه راجعست « بمقيّد » و حذف شده.
خارجىّ: خبر براى قيد و اين دو جمله متعاطف حال است از ضمير در
« يجيئ ».
ترجمه: حصّه وجود همان كلّى وجود است در حاليكه مقيّد مىباشد بطوريكه
تقيّدش جزء آن و قيدش خارج از آن است.
شرح عربى: و الحصّة، هى، الكلّى مقيّدا يجيئ، مقصور لضرورة الشّعر، تقيّد جزء، بما
هو تقيّد لا بما هو قيد، و قيد خارجىّ.
فالحصّة لا تغاير نفس الكلّى الّا بالاعتبار لانّ القيد خارج و التّقييد بما هو
تقييد و انكان داخلا الّا انّه امر اعتبارىّ لا حكم له فى نفسه بل لا نفسية
له بهذه الحيثيّة.
ترجمه: حصّه عبارتست از كلّى مقيّد (كلمه « يجيئ » در متن بجهت ضرورت
شعر مقصود است) بطورى كه تقيّدش به قيد بملاحظه تقيّد نه باعتبار قيد جزء
كلّى بوده و قيد كه مضاف اليه كلّى است خارج از آن محسوب مىشود.
پس حصّه با نفس كلّى هيچ تغاير ذاتى نداشته بلكه صرفا تغايرشان
اعتبارى مىباشد زيرا قيد خارج است و تقييد بملاحظه تقييد بودن اگرچه داخل
است ولى در عين حال امر اعتبارى بوده كه براى آن فى نفسه حكمى نمىباشد
بلكه اساسا تقييد از اين حيث كه اعتبارى است نفسيّتى ندارد.