فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٨٢ - استدلال مرحوم مصنف براى مرام خود
و آن باطل است پس براى دفع اين اشكال بايد وجود را مجعول بالاصل بدانيم و
چنانچه قبلا گفتيم ايندليل وافى باثبات مدّعاى ايشان نيست و فقط سند ردّ قول
إشراقى مىباشد و بديهى است از ردّ كلام ايشان اثبات مدّعاى قائلين باصالت
وجود در جعل نمىشود.
قوله: و هذا من قبيل قوله انّما يعرف الخ: اين عبارت شرح اين نكته است كه چطور ذى
در عبارت متن على غير قياس بضمير اضافه شده و براى آن نظيرى نقل ميكند و آن
عبارت مشهور است كه ميگويند « انّما يعرف ذا الفضل الخ» يعنى صاحب فضل را
صاحبان فضل مىشناسند.
قوله: فاذا تمهّد هانان المقدّمتان: مقصود از دو مقدّمه يكى اعتبارى بودن لازمه
ماهيّت بوده و ديگرى استحاله انفكاك معلول از علّت مىباشد.
قوله: و هو مجعوليّة المهيّة ضمير « هو » به قول الاشراقى راجع است.
قوله: لانّ الكلّ: يعنى كلّ ماسوى كه عقول تسعه باشد.
قوله: المعلول الاوّل: مراد عقل اوّل است.
قوله: هو الماهيّة: ضمير « هو » به « ما هو الصّادر بالذّات» راجع بوده و مراد از
« ماهيّت » ماهيّت عقل اوّل است.
قوله: و ما سواه معلول: يعنى ماسواى معلول اوّل معلول آن مىباشد.
قوله: و لازم لمهيّته: ضمير مجرورى در « ماهيّته » به معلول اوّل عود مىكند.
قوله: و حينئذ: يعنى و حين يكون ما سوى المعلول الاوّل لازم لماهيّته.
قوله: فالمحذور لازم: يعنى انتزاعيّت تمام ماسوى لازم مىآيد.
قوله: و استثناء المعلول الاوّل: يعنى ماهيّت معلول اوّل را البتّه بايد استثناء كرده
و آنرا انتزاعى ندانيم.
قوله: لانّه لازم الوجود الخارجى: ضمير در « لانّه » به معلول اوّل راجع است و
مراد از وجود خارجى وجود اقدس باريتعالى مىباشد.
متن: « ٩٥، ٩٤ »
|
من قول الاشراق إنتزاعيّتها |
و ايضا إنسلاب سنخيّتها |