فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٩٣ - جواب از اشكال اتحاد جوهر با عرض
نيست (ذاتى باب برهان) بلكه اين مفهوم از قبيل خارج محمول آن مىباشد و
بديهى است ايندو معنا با هم تنافى ندارند چه آنكه طبق اين تقرير جوهر ذهنى با
عرض خارجى قابل صدق است و همانطور عرض خارجى با جوهر ذهنى زيرا
فرض كرديم عرضيّت ذاتى آن نيست و ممكن است از آن جدا شده و بجوهر تبديل
شود.
قوله: فليس فيه عنده اشكال: ضمير در « عنده » به محقّق دوانى راجع
است.
قوله: و هو نحو من الوجود: ضمير « هو » به حلول عود مىكند و مقصود از نحوه
وجود، وجود رابطى كه از معانى حرفيّه است مىباشد.
قوله: بمعنى انّه ماهيّة حقّ وجودها: ضمير در « انّه » به جوهر ذهنى راجع
است.
قوله: و بين كونه عرضا خارجيّا لا فى مقام ذاته: مرحوم محقّق آشتيانى فرموده
است:
امّا اينكه جوهر ذهنى عرض است جهتش آنستكه در نفس حلول نموده
همانطوريكه عرض در موضوع حلول مىكند و امّا اينكه عرض خارجى است
وجهش آنستكه مراد از عرض خارجى آنستكه آثار و خواصّ خارجى بر آن مترتّب
گردد و جوهر ذهنى در ذهن آثار عرضى دارد مضافا باينكه چون قيامش بنفس
خارجى است خارجى محسوب مىگردد.
و امّا اينكه عرض بودنش خارجى است نه در مقام ذات بخاطر آنكه
عرضيّت آن باعتبار وجودش بوده نه بملاحظه ماهيّتش و وجود از ماهيّت خارج
است.
متن: « ٤٨ »
|
بحمل ذات صورة مقوله |
وحدتها مع عاقل مقولة |