فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢٦ - تضعيف مصنف(ره) نسبت بمذهب حكماء مشاء
الكثرة فى افراد الانسان مثلا هى العوارض كالكمّ و الكيف و الوضع و
غيرها و معلوم انّ كلّشيئ فى نفسه ليس الّا نفسه.
ترجمه:
سؤال
مگر نيست كه نوع را بر افراد مثلا حمل مىكنند و كسى در آن اشكالى
ندارد و حال آنكه حمل نيز همان اتّحاد در وجود است، پس معناى حمل اينستكه
نوع با حفظ وحدتش عين متكثّر است يعنى افراد مىباشد.
جواب
بلى همينطور است كه بيان شد يعنى نوع را بر افراد حمل مىكنند و
معناى حمل نيز اتّحاد در وجود است ولى در عين حال موضوع در باب حمل همان
جهت وحدتى است كه در افراد وجود دارد چه آنكه جهت كثرت در افراد انسان
همان عوارض از قبيل كم، كيف، وضع و غير اينها مىباشد و معلوم است كه هر
شيئ فى نفسه خودش بوده نه غير خود.
شرح فارسى:
توضيح
اشكال و جواب
امّا اشكال:
فرقى كه بين دو باب مذكور گذاشته شد صحيح نيست بلكه هر دو
عبارتند از امكان بلكه وقوع عين بودن واحد با اشياء متكثّره زيرا در باب دوّم تنها
اين نيست كه افرادى در تحت نوعى واقع باشند بدون اتّحاد نوع با آنها بلكه نوع
عين آنها است و شاهد بر اين ادّعا مسئله حمل نوع است بر افراد و در محلّ خود
ثابت شده كه در حمل شايع « مانند حمل نوع بر افراد» محمول با موضوع در وجود
عين هم هستند پس در قضاياى زيد انسان، عمرو انسان و بكر انسان، انسان
واحد عين اين سه موجود است.