فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٥٨ - مجعول بودن وجود
جعلى است كه متعدّى بيك مفعول باشد و جعل تأليفى عبارتست از قرار دادن
شيىء را شيىء يعنى جعل متعدّى به دو مفعول.
و شخص عاقل و هوشيار از اين بيان حدس مىزند كه ما در صدد بيان چه
مسئلهاى هستيم و آن مسئله مجعوليّت وجود است چه آنكه تقسيم جعل به اقسامش
دائر مدار انقسام وجود مىباشد.
شرح فارسى:
توضيح
مجعول بودن وجود
يكى ديگر از ابحاث امور عامّه، مسئله اصالة وجود در جعل است و اينمسئله
اگرچه با اصالة تحقّق وجود مغاير است لكن از نظر مشرب اهل فنّ متلازمان هستند
باين معنى كه تمام قائلين باصالة الوجود فى التّحقّق باصالت وجود فى الجعل قائل و
هر كس كه وجود را در مسئله اوّل اصل ندانسته ايجاد نيز باصالتش معتقد نشده است
و مقصود در اين فصل اثبات اين معنى است كه همانطورى كه در عالم بروز و
تحقّق وجود اصالت دارد و ماهيّت انتزاعى و اعتبارى است عينا در مقام جعل و
ايجاد اصالت با وجود است فلذا براى اثبات آن شمّهاى در جعل و اقسامش صحبت
نموده آنگاه در اصل مقصود وارد ميشوند و چون علم باقسام جعل منوط به دانستن
اقسام وجود است لذا ابتداء بعضى از اقسام وجود را كه منظور نظر هست متعرض
ميشوند بشرح ذيل:
وجود از نظر تقسيم اوّلى بر دو قسم است:
١- وجود رابط يا رابطى.
٢- وجود نفسى.
مقصود از وجود رابط وجودى است كه مفاد هل مركّبه يا كان ناقصه باشد و
از آن بثبوت چيزى براى چيزى تعبير ميكنند مانند مثال:
زيد قائم است كه ثبوت قيام براى زيد وجود رابط است كه در لسان تازى
بعبارت كان زيد قائما تعبير ميكنند.