فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١٣ - كلام مرحوم مصنف
كمال دوّمى براى آنها بحساب مىآيد چه آنكه علاوه بر كون و تحقّقشان براى
نفس نيز ظاهر و بارز شدهاند.
و مقصود از كلمه « وجودها » در عبارت صدر المتألّهين كه گفته « و من»
حيث وجودها فى النّفس» وجود بمعناى دوّم است نه بمعناى اوّل يعنى كون و
تحقّق صور مقولات و نيز وجودى را كه فرمود نه جوهر است و نه عرض مقصود
همين وجود مىباشد نه وجود بمعناى اوّل و وجود بمعناى دوّم همان است كه
بواسطهاش آثار كيف بالذّات ظاهر گشته و نيز خصوصيّتى دارد كه بواسطهاش
ماهيّت خاصّهاى تحقّق مىيابد و اين ماهيّت از مقوله كيف بالذّات محسوب
مىشود بطورى كه وجود مزبور كيف است ولى بعين كيفيّت آن ماهيّت و
بعبارت ديگر:
وجود ياد شده كيف بالعرض بوده و ماهيّت مخصوصه كيف بالذّات
مىباشد و در نتيجه وجود بمعناى بروز و ظهور صور براى نفس كه كيف بالعرض
بوده منتهى به ماهيّت مخصوصه يعنى كيف بالذّات مىشود و مقصود از اين
ماهيّت همان ماهيّت علم است و حاصل كلام آنكه:
صور مقولات در ذهن غير از اصل كون و تحقّقى كه دارند يك وجود
ديگرى براى آنها است كه آن وجود صور و ظهورشان براى نفس مىباشد و اين
وجود از مقوله كيف بالعرض بوده و از باب كلّ ما بالعرض لا بدّ ان ينتهى
الى ما بالذّات لازمستكه به كيف بالذّات يعنى ماهيّت علم منتهى شوند پس بايد
بگوئيم:
وجود صور معقوله و ظهورشان براى نفس در واقع وجود همان ماهيّت علم
كه كيف بالذّات است مىباشد همانطوريكه وجود زيد در خارج واقع و حقيقتا
همان وجود ماهيّت انسانى است كه ماهيّت بالذّات محسوب مىگردد و بدين
ترتيت حاصل جواب صدر المتألّهين از اشكال سابق الذّكر بر وجود ذهنى چنين
مىشود:
مقولات و ماهيّات خارجيّه پس از تحقّق و تعقّل در ذهن و بعد از بروز و