فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١٢ - كلام مرحوم مصنف
در نتيجه بايد گفت:
ماهيّت علم كيفت بالذّات بوده و صور معلومه كيف بالعرض مىباشند و
قاعده انتهاء ما بالعرض الى ما بالذّات بهم نخورده و اشكال مزبور به
صدر المتألّهين نيز متوجّه نمىگردد.
شرح فارسى:
توضيح
تحليل
همانطوريكه سائل در سؤال و اشكالش بر مرام ملّاصدرا تقرير نمود
ماهيّات خارجى پس از تعقّل و تصوّر در ذهن به كيف مبدّل مىشوند و پس از آن
مىپرسيم اين كيف يا كيف بالذّات است و يا بالعرض اگر كيف بالذّات باشد
اشكال اجتماع متقابلين پيش آمده و در صورتيكه كيف بالعرض فرض شود لازم
مىآيد آنرا به ما بالذّات منتهى دانسته و آن وجود است و طبق اين گفته وجود بايد
عرض باشد در حاليكه ملّاصدرا وجود در ذهن را نه جوهر مىداند، نه عرض.
مرحوم مصنّف در تحليل انتقاد مزبور مىفرمايد:
ممكنست ملّاصدرا شقّ دوّم را اختيار كند و بگويد:
مراد از كيف، كيف بالعرض است يعنى ماهيّات و اشياء و مقولات از
هر مقولهاى كه باشند بعد از تعقّل و تصوّر در ذهن مبدّل به كيف مىشوند ولى
مقصود از آن كيف بالعرض است و در عين حال اشكال ياد شده متوجّه ما نمىگردد و
تقرير آن چنين است:
ماهيّات و مقولات معقوله داراى دو وجود هستند:
١- وجود بمعناى كون و تحقّق ماهيّات فى حدّ نفسه و با قطع نظر از
ظهورشان براى نفس كه وجود باينمعنا كمال اوّل براى ماهيّات معقوله و متصوّره
محسوب مىشود.
٢- وجود بمعناى ظهور و بروز ماهيّات معقوله براى نفس كه باينمعنا