فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١٦ - ايراد مصنف بر كلام صاحب اسفار
ماهيّات آنها هر كدام فى نفسه از يك مقوله خاصّى مىباشند و باعتبار وجود
ذهنى كه دارند نه جوهر بوده و نه عرض محسوب مىشوند.
و امّا اينكه گفته شد وجود صور براى نفس بمعناى ظهور آنها براى آن
مىباشد:
بايد در مقابل اين گفتار اظهار كنيم:
ظهور ماهيّات و صور در نفس چيزى غير از همان ماهيّات و تحقّق و
كونشان نبوده و امر زائدى بر آن نمىباشد زيرا ظهور شيئ امرى نيست كه زائد بر
وجودش در ذهن بوده و منضمّ بآن باشد و الّا بايد اين وجود و ظهور عبارت از ظهور
نفس وجود و ظهور باشد و همانطوريكه گفتيم غير از ظهور ماهيّت امر ديگرى در
اينجا وجود ندارد يعنى ماوراء ظهور و وجود صور معقوله وجود ديگرى در بين
نيست. و از طرف ديگر كيف از محمولات بالضّميمه يعنى اعراض خارجيّه
است كه در حملشان بر موضوعات محتاج به حيثيّت تقييديّه خارجيّه هستيم و
اينطور نيست در مقابل ظهور نفسى بوده و يا امر اعتبارى محض همچون اضافات
محضه باشد.
و اگر بنا باشد ظهور و وجود صور براى نفس نسبتشان مقوليّه باشد بايد
ماهيّت علم را از مقوله اضافه دانست نه كيف و اگر آنرا اضافه اشراقيّه از نفس
بدانيم علم وجود مىشود پس علم نور و ظهور بوده و هر دو وجود مىباشند و پرواضح
است كه وجود ماهيّت نيست فلذا اطلاق ماهيّت خاصّه بر علم و بملاحظه آن
كيف بالذّات دانستنش صحيح نمىباشد.
شرح فارسى:
توضيح
ايراد مصنّف بر كلام صاحب اسفار
حاصل اشكال مصنّف بر كلام صاحب اسفار اينستكه صور علميّه در