تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٧٤ - استدلال مرحوم مصنف بر جواز اخذ خراج و مقاسمه و زكات از ظالم
وجه دلالت حديث بر جواز شراء از ظالم
وجه دلالت اينحديث بر جواز شراء از ظالم و مشروعيّت معامله با وى نسبت به امتعهاى كه نزد وى هست از قبيل مال الزّكاة و خراج و مقاسمه اينستكه:
ظاهرا وقتى مىگويند از عامل ظلمه چيزى را خريدهاند مراد خريدن متاعى است كه وى در تحصيل آن از ناحيه سلطان عمل ديوانى و وظيفه دولتى انجام داده يعنى مال و متاع مزبور را از ناحيه سلطان تحت عنوان حقوق ماليه از قبيل زكات و خراج و مقاسمه از رعيّت و مردم اخذ كرده و صريح اين روايت آنستكه اگر در اخذش ظلم نكرده باشد مىتوان با وى معامله نمود و آن متاع را از وى خريد.
بلى، البتّه اگر بخواهيم در دلالت اينحديث مناقشه و خدشه كنيم مىگوئيم:
احتمال دارد سائل مقصودش خريدن املاك عامل از وى بوده با اينفرض كه مىدانسته او شخصى است ظالم و غاصب، بنابراين سؤال از معامله با ظلمه مىباشد كه امام عليه السّلام در جواب فرمودهاند:
مجرّد اينكه شخص ظالم و غاصب است مانع از معامله نبوده و مىتوان مالى را كه تعلّق بخودش دارد از او خريد.
ولى اين تقرير و بيان خلاف انصاف بوده اگرچه صاحب رساله (فاضل قطيفى « ره » ) مرتكب آن شده و از جمله اين روايات، روايت ابى بكر حضرمى است، وى مىگويد:
محضر امام صادق عليه السّلام رسيدم در حاليكه اسماعيل فرزند آن حضرت حضور داشت حضرت بمن فرمودند:
چه چيز ابن ابى سماك را بازداشت از اينكه جوانان شيعه را تربيت كند تا ايشان او را از مردم مستغنى سازند و چه امرى او را مانع شد از اينكه بايشان اعطاء كند آنچه را كه بمردم اعطاء مىكند.
حضرمى مىگويد:
سپس امام عليه السّلام بمن فرمودند:
چرا عطاء و سهم خودت را ترك كردى.