تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٩٤ - مسئله دوم جوائز سلطان و كاركنان او
نتواند دست بيابد حال اگر در چنين موقعيّت و وضعى به شغل ديوانى و كار ادارى مشغول گرديد و مالى از اين راه بدست آورد مىبايد خمس آن مال را براى ما اهل بيت بفرستد.
مرحوم مصنّف در ذيل اينحديث مىفرمايند:
مورد اين روايت اگرچه مالى است كه بدست شخص آمده و در مقابل كارى كه كرده آنرا تحصيل نموده ولى ظاهرا بين آن و مالى كه بطور جايزه در دستش قرار مىگيرد فرقى نبوده و هردو از نظر حكم باهم متّحد هستند لذا وقتى در اينمال مأمور به اخراج خمس باشد براى حلّيت جائزه نيز راه تطهير و پاك نمودن همين است كه خمسش را اخراج كند.
پس از آن مىفرمايند:
و مىتوان جهت اثبات اخراج خمس نيز به ادلّهاى كه دلالت بر وجوب خمس در جائزه بطور مطلق دارند تمسّك كرد و آن اخبار متعدّدى است كه در محلّش ذكر گرديده و چون مشهور از فقهاء بوجوب خمس در جائزه قائل نيستند لاجرم اين اخبار را بر استحباب حمل كردهاند.
شرح مطلوب
قوله: اخراج الخمس منه: ضمير در « منه » به مال محتمل الحرمة راجع است.
قوله: و لعلّه لما ذكر فى المنتهى الخ: ضمير در « لعلّه » به رفع كراهت راجع است.
قوله: اولى بالتّطهير به: ضمير در « به » به اخراج الخمس راجع است.
قوله: الّا انّه قد تلوّث: ضمير در « انّه » به مقدار الحلال راجع است.
قوله: بالموثّقة المسئول فيها الخ: اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در ج (١٢) ص (١٤٦) باين شرح نقل فرموده:
محمّد بن يعقوب باسنادش، از محمّد بن احمد بن يحيى، از احمد بن الحسن بن على، از عمرو بن سعيد، از مصدق، از عمّار، از مولانا ابى عبد اللّه عليه السّلام:
سئل عن اعمال السّلطان يخرج فيه الرّجل؟
قال: لا الّا ان لا يقدّر على شيئ الخ.