تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٩٢ - مسئله دوم جوائز سلطان و كاركنان او
الاستحباب.
ترجمه:
و از جمله: اخراج خمس از آن مىباشد يعنى بعد از آنكه خمس مال مزبور را بمستحقّش دادند ديگر تصرّف در آن مكروه نيست.
از مرحوم علّامه در كتاب منتهى و محقّق اردبيلى و ظاهر مرحوم سيّد در رياض حكايت شده كه اينحكم در اينجا نيز اختلافى نيست و همگان قبول دارند كه با اخراج خمس كراهت برطرف مىشود.
و شايد وجه ارتفاع كراهت در اينجا همان بيانى باشد كه مرحوم علّامه در كتاب منتهى ذيل استحباب اخراج خمس از اينمال ايراد نموده و فرموده است:
خمس نسبت بمالى كه يقينا با حرام مخلوط شده مطهّر و پاككننده است پس بطريق اولى محتمل الحرمة را تطهير مىنمايد.
مصنّف (ره) مىفرمايند:
مقتضاى طاهر شدن مال با خمس اينستكه بدينوسيله مال حلال واقعى شده در نتيجه حكم شبهه در آن باقى نباشد چنانچه در ماليكه با حرام يقينى مخلوط شده مقتضاى اخراج خمس همين معنا است.
استدراك
سپس مرحوم مصنّف در مقام استدراك مىفرمايند:
بلى مىتوان در اصل استدلال خدشه كرد يعنى بگوئيم در مورد بحث اخراج خمس مطهّر نبوده و موجب رفع كراهت نمىباشد و شرح اين خدشه چنين است:
در جائيكه مال حلال با حرام مخلوط شده و باين اختلاط يقين و علم داريم اخراج خمس آن مطهّرش مىباشد يعنى شارع مقدّس خمس آنرا بدل و عوض مقدار حرام قرار داده از اينرو وقتى خمسش را اخراج كرديم گويا مقدار حرام در آن منهاض شده و كنارش گذاردهايم پس معناى تطهير آن با خمس اينستكه مال مخلوط بحرام را بواسطه اخراج خمس از آنچه حرام است تخليصش نمودهايم پس در واقع بايد گفت: