تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٩٠ - مسئله دوم جوائز سلطان و كاركنان او
كراهت تعميم پيدا كرده و شامل هراخذ مالى مىگردد بلكه سبب آن اينستكه ظالم در مظانّ ظلم و غصب بوده و از محارم تورّع و اجتناب ندارد و پس از اخبار چون اين معنا زائل و برطرف مىشود لاجرم ديگر كراهتى وجود ندارد پس با توجّه باين تقرير ديگر جائى براى گفته قائل وجود ندارد.
شرح مطلوب
قوله: انّه ممّا لا خلاف فيه: ضمير در « انّه » به ارتفاع كراهت بواسطه اخبار مجيز راجع است.
قوله: بانّه لم نجد له مستندا: ضمير در « بانّه » به صاحب مناهل راجع بوده و ضمير در « له » به حكم بارتفاع كراهت راجع است.
قوله: مع انّه لم يحك التّصريح به: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » بوده و در « به » به ارتفاع كراهت عود مىكند.
قوله: كما لو قامت البيّنة على تملّكه: يعنى على تملّك الجائر.
قوله: و ان لم ترتفع بذلك: مشار اليه « ذلك » اخبار الجائر بتملّكه مىباشد.
قوله: بل الموجب له: يعنى الموجب للكراهة.
قوله: فيكون خبره حينئذ: يعنى حين يكون خبره كيده مظنّة للكذب.
قوله: و قد صرّح الاردبيلى بهذا القيد: مقصود از « هذا القيد» مأمون بودن ظالم در اخبار مىباشد.
قوله: و بذلك يندفع ما يقال: مشار اليه « ذلك » ارتفاع هذا المعنى باخباره مىباشد.
قوله: فتأمّل: مرحوم مولانا در حاشيه مىفرمايند:
شايد اين عبارت اشاره باين باشد كه كراهت در اينجا، كراهت شرعيّه نيست تا با اخبار مفيد ظنّ بصدق برطرف شود بلكه كراهت مزبور، كراهت ارشادى است كه از صرف احتمال حرام حاصل مىشود و پرواضح است كه آن با اخبار مفيد ظنّ برطرف نمىگردد زيرا احتمال حرام بمجرّد اخبار مزبور مرتفع نمىشود بنابراين حسن تورّع و احتياط بحال خود باقى مىماند.