تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٣٧ - تنبيه اول
وارد شود هيچ حرجى در اين ترخيص وجود ندارد در حاليكه اگر وى را ملزم كند كه ضرر متوجّه بغير را بخود برگردانده و خود متحمّل آن شود اينحكم بطور قطع و يقين حرجى مىباشد پس ادلّه نفى اكراه در فرض دوّم جارى بوده و از ناحيه آن هيچ حرجى لازم نيامده بخلاف فرض اوّل كه از اجراء آن محذور مزبور لازم مىآيد.
شرح مطلوب
قوله: و قوله عليه السّلام انّما جعلت التّقيّة الخ: اين روايت را مرحوم كلينى در اصول كافى طبع قديم (يكجلدى) باب التّقيّة ص (٤١٩) حديث (١٦) باين شرح نقل فرموده:
ابو على اشعرى، از محمّد بن عبد الجبّار، از صفوان، از شعيب حدّاد، از محمّد بن مسلم، از حضرت ابيجعفر عليه السّلام قال:
انّما جعلت التّقيّة ليحقن بها الدّم فاذا ابلغ الدّم فليس تقيّه.
قوله: و حدوث مقتضية: يعنى دفع حدوث مقتضيه و مقصود از اين كلام آنستكه:
معناى نفى اكراه و نفى ضرر اينستكه اگر كسى در مقام دفع ضرر كارى كند كه جلو توجّه ضرر را بگيرد و بعبارت ديگر عملى انجام دهد كه از مقتضى ضرر را جلوگيرى كرده و نگذارد حادث شود اشكالى ندارد مثلا سيل جارى شده و شخص در آستانه خانهاش حائل و سدّى قرار مىدهد كه آب در خانهاش داخل نشود حال اگر آب بواسطه آن مسيرش منحرف شده و در خانه همسايه داخل گرديد اين شخص كه در خانهاش سدّ ايجاد كرده مرتكب معصيت و خلاف نشده است.
بلى اگر آب داخل شده در خانه خود را بيرون ريخته و بخانه همسايه وارد كند البتّه گناه و عصيان كرده است.
قوله: انّه اذا توجّه الضّرر الخ: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: فرفعه عنه بالاضرار بغيره: ضمير مجرورى در « رفعه » به ضرر و در « عنه » به شخص راجع است.
قوله: فى الجملة: يعنى با قطع نظر از موارد.