تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٢٤ - تنبيه چهارم
اعتراف باينكه ايشان مستحقّ اين اموال نيستند بسيار مشكل بنظر مىرسد.
شرح مطلوب
قوله: فيأخذ منهم حقوق المسلمين: ضمير فاعلى در « يأخذ » به « من تسلّط على قرية» راجع است.
قوله: شموله له: ضمير در « شموله » به دليل و در « له » به « من تسلّط على قرية» راجع است.
مؤلّف گويد:
مقصود از « دليل متقدّم» استدلال مرحوم علّامه است كه در كتبش بر حلّيت خراج و مقاسمه نموده و فرموده: هذا مال لم يملكه الزّارع.
قوله: لكنّك عرفت انّه قاصر عن افادة المدّعى: ضمير در « انّه » به الدّليل المتقدّم راجع است.
قوله: كما انّ ظاهره عدم الفرق: ضمير در « ظاهره » به « الدّليل المتقدّم» راجع است.
قوله: بين السّلطان المخالف: يعنى سلطان سنّى.
قوله: و المؤمن: يعنى السّلطان المؤمن و مراد از آن شيعه مىباشد.
قوله: من اختصاص موارد الاخبار: بيان است براى اختصاص داشتن حكم به سلطان مخالف.
قوله: و لا عموم فيها لغير المورد: ضمير در « فيها » به الاخبار راجع بوده و مراد از « المورد » مورد اخبار يعنى سلطان مخالف مىباشد.
قوله: فيقتصر فى مخالفة القاعدة عليه: ضمير در « عليه » به مورد راجع است.
قوله: و من لزوم الحرج الخ: بيان است براى عدم اختصاص حكم به سلطان مخالف.
قوله: على كلّ تقدير: چه حكم به مخالف اختصاص داده شده باشد و چه بتعميم آن قائل شويم.
قوله: من العشور: پولهائى است كه گمركچيان تحت عنوان عشريه مىگيرند.