از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨١٦ - وارد شدن اهل بيت سيد الشهداء عليهم السلام به كوفه خراب
هدا » كارى سخت ناخوش و قبيح بياورديد، چندان كه فضاى زمين و وسعت آسمان است مگر بشكفت اندر مانديد كه از آسمان خون نباريد، بخداى كه عذاب آنجهانى بسى سختتر باشد كه هيچ كس شما را يارى نكند، حاليا، بدين مهلت فريفته نشويد كه از قبضه قدرت او نتوانيد گريخت، و خداوند قهار البته طلب اين خون بكند، عقيله طاهره اين خطبه ادا كرده روى از آن لئام بگردانيده مردمان حيران و گريان بودند پيرى كه برجانب من ايستاده بود چندان بگريست كه ريشش به اشگ چشمش تر شد دست برآسمان داشته گفت : بابى و امى كهولهم ( كهولكم - خ ) خير الكهول و شبابهم ( شبابكم - خ ) خير شباب و نسلهم ( نسلكم خ ل ) نسل كريم و فضلهم فضل عظيم ثم انشد
|
كهولهم خير الكهول و نسلهم |
اذا عد نسل لا يبور و لا يخزى |
حضرت سجاد صلوات اللّه عليه عمه را بخاموشى امر فرموده گفت : « انت عالمة غير معلّمة و فهمة غير مفهمه » تو خود ناگفته و نياموخته ميدانى كه مالك وفائت را بگريه و اندوه باز نتوان آورد و زندگان را از گذشتگان پند و عبرت بسنده است اين بگفت و خود فرود آمده با اهل بيت عصمت و طهارت به خيمه اندر شد . [١]
سيد بن طاوس عليه الرّحمه اين خطبه را با اندك تغييرى ايراد نموده و اشعار را ذكر نكرده است حذيم گويد اندكى برنگذشته حضرت زين العابدين از خيمه بيرون آمده همچنان برپاى ايستاده بدينگونه خطبه فرمود :
فحمد اللّه و اثنى عليه و صلى على نبيه صلّى اللّه عليه و آله ثم قال : ايها النّاس من عرفنى فقد عرفنى و من لم يعرفنى فانا على بن الحسين المذبوح بشط الفرات من غير دخل و لا تراث، انا بن من انتهك حريمه و سلب نعيمه و انتهب ماله و سبى عياله انا بن من قتل صبرا فكفى بذلك فخرا ايها النّاس ناشدتكم باللّه هل تعلمون انّكم كتبتم
[١] احتجاج ص ١٥٨