از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٠٢ - شهادت برير بن خضير همدانى
ملامت و سرزنش كرد و گفت : اى نامرد كار خوبى كردهاى، افتخار هم مىكنى، به خدا قسم او از جمله مقرّبان درگاه اله و از خواص اهل اللّه بود، قارى قرآن و حافظ صحيفه فرقان بود، صوّام و قوّام و متعبّد و متهجّد بود غير از تو ناپاك كسى ديگر دست به خون وى نمىآلود .
بحير از كار خود خجل و از كردارش نادم و پشيمان شد لذا از معركه قتال بيرون آمد و پيوسته تأسف مىخورد و اين اشعار را جهت ابراز تأسف سروده است :
|
فلو شاء ربّى ما شهدت قتالهم |
و لا جعل النعماء عند ابن جابر |
|
|
لقد كان ذاعار على و سبه |
يعير بها الانباء عند المعاشر |
|
|
فياليت انّى كنت فى الرحم حيضة |
و يوم حسين كنت ضمن المقابر |
|
|
فياسوأتا ماذا اقول لخالقى |
و ما حجتى يوم الحساب القماطر |
روايت ديگر در تعيين قاتل جناب برير بن خضير همدانى
بنا برروايت ديگر وقتى يزيد بن معقل با ضربت برير به دار البوار شتافت ناپاكى ديگر بنام رضى بن منقذ عبدى برآن بزرگوار حمله كرد و با هم دست بگردن شدند، يكساعت با يكديگر نبرد كردند آخر الامر برير او را برزمين افكند و برسينهاش نشست، رضى رو به لشگر كرد و استغاثه نمود تا وى را خلاص كنند، كعب بن جابر بربرير حمله كرد و نيزه خود را برپشت برير گذاشت، برير كه احساس نيزه كرد همچنانكه برسينه رضى نشسته بود خود را برروى او افكند و صورت او را دندان گرفت و طرف بينى او را قطع كرد از آن طرف كعب بن جابر چون مانعى نداشت چنان به نيزه فشار آورد تا در پشت برير فرورفت و او را از روى رضى افكند و پيوسته شمشير برآن بزرگوار زد تا شهيد شد .
راوى مىگويد :