از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٣٢ - ملحق شدن سى و دو نفر از لشگر عمر بن سعد ملعون به لشگر حضرت امام حسين عليه السلام در شب عاشوراء
مىدادند كه صداى ضجّه و ناله عيال و اهل حرم بلند شد با چشم گريان ندبه و ناله مىكردند و مىگفتند : حاموا ايّها الطّيّبون عن الفاطّميات اى نيكان عالم و اى پاكان اولاد آدم ما ناموس پيغمبر خدائيم و عصمت فاطمه زهرائيم از ما حمايت كنيد، ما را در دست دشمن مبادا بگذاريد، اگر خداى ناكرده دست اجنبى به گوشه چادر ما برسد شما جواب پيغمبر خدا را چه خواهيد داد؟
حبيب و اصحاب كه اين حالت را ديده و اين مقالات را شنيدند سرها بزير انداخته چنان صيحه و ناله از دل برآوردند كه زمين از اثر صيحه و ناله ايشان به لرزه درآمد .
دميدن فجر روز عاشوراء و نماز صبح امام عليه السّلام با اصحاب عاليمقام
شب پرتعب و پرماجراى عاشوراء به آخر رسيد و سفيده صبح صادق روز عاشوراء دميد و بدين ترتيب مقدار مهلت امام عليه السّلام تمام شد در چنين وقتى آن حضرت با دلى آكنده از اضطراب و حزن و اندوه پيوسته نظر به افق مىنمود و كلمه استرجاع و .... برزبان جارى مىكرد ناگاه صداى اذان شاهزاده على اكبر سلام اللّه عليه به گوش امام عليه السّلام رسيد حضرت خود را براى اداء فريضه صبح آماده كرده و از خيمه بيرون آمدند همينكه آفتاب دين و سلطان حجاز بجهت نماز از خيمه طلوع نمود اصحاب و انصار و شهزادگان جملگى يكان يكان از خيام و سراپردهها بيرون آمده پشت سر امام عليه السّلام صف كشيده تا نماز را با آن قبله عالميان بجا آورند، بارى در آن دشت پربلاء و بيابان پرآشوب نمازى خوانده شد كه تمام فرشتگان آسمانها به گريه درآمدند زيرا تمام آحاد اين جماعت مىدانستند كه اين نماز آخر و وداع با حق تبارك و تعالى مىباشد و پيدا است كسيكه اميد نماز خواندن ديگر نداشته باشد چگونه آنرا به انجام مىرساند .
مرحوم ابن قولويه قمى در كتاب كامل الزّيارات از حلبى و او نيز از حضرت