از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥١٢ - شهادت سعد بن حنظله تميمى
|
وز شعله تيغ آسمان وش |
اطراف زمين چو ارغوان كن |
|
|
در معركه همچو شيرمردان |
سر پيشكش خدايگان كن |
سپس با تيغ آتشبار به آن قوم بىدين حمله كرد، كارزار سهمگينى نمود و از آن فسقه و فجره بسيار كشت تا شهيد شد و روحش به رياض جنّات عدن تجرى من تحتها الانهار طيران نمود .
شهادت خالد بن عمرو بن خالد (١٠)
پس از شهادت عمرو بن خالد فرزند رشيدش خالد بن عمرو عزم ميدان كرد، وى از شهادت پدر و غربت شاه تشنهلب از حيات خود سير و از زندگانى خويش دلگير شد محضر مبارك امام رسيد زمين ادب بوسيد و اذن جهاد گرفت، امام رخصتش داد، خالد روانه ميدان شد و اين رجز را انشاء كرد :
|
صبرا على الموت بنى قحطان |
كى ما تكونوا فى رضى الرّحمن |
|
|
يا ابتا قد صرت فى الجنان |
فى قصر ربّ حسن البنيان |
سپس روى به آن ارباب عناد و جدال آورد و خاك ميدان را از خون نحسشان رنگين كرد، بسيارى از آن گروه فاسق و فاجر را به جهنم فرستاد تا پس از كوشش بسيار و برداشتن زخم و جراحت فراوان به صف شهداء پيوست رحمة الله عليه .
شهادت سعد بن حنظله تميمى (١١)
پس از شهادت خالد بن عمرو، سعد بن حنظله تميمى عازم نبرد شد، وى از وجوه و اعيان اصحاب امام عليه السّلام بود مرحوم ملا حسين كاشفى مىنويسد : وى در هيچ معركهاى از سيوف روى نتافت و پشت به دشمن نكرد، بارى آن نامدار پلنگ آسا از صف لشگر جست و خود را خدمت امام عليه السّلام رساند و اذن جهاد گرفت و آنگاه به شعشعه شمشير رخشان غبار ميدان را شكافت و خود را به قلب لشگر زد جمعى را از حيات محروم نمود و در حال نبرد اين رجز را مىخواند :
|
صبرا على الاسياف و الاسنّة |
صبرا عليها لدخول الجنّة |