از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٩ - حركت سيد مظلومان عليه السلام از مدينه منوره به مكه معظمه
فصلپنجم
حركت سيّد مظلومان عليه السّلام از مدينه منوّره به مكّه معظّمه
|
سحر بلبلى گفت با باغبان |
جفاى تو سهل است داد از خزان |
|
|
چو آهنگ رفتن كند گل ز باغ |
ز چشمان من خون رود نى ز راع |
|
|
اثر بين كه در برگريزان بود |
كه خونابه از برگريزان بود |
|
|
خزان گشت گلبن سفر كرد يار |
نه كمتر ز برگى تو اشكى ببار |
|
|
سفر كرد شاه شهيدان حسين |
ز شهر مدينه بافغان و شين |
|
|
كجا دل بماند كه محمل رود |
چو كرد از پيش تا به منزل رود |
به روايت مرحوم مفيد در ارشاد شب يكشنبه دو روز از ماه رجب باقى مانده در نيم شب سيّد مظلومان سلام اللّه عليه از مدينه به آهنگ مكّه خارج شدند .
مرحوم شيخ مفيد باسناد خود از حضرت امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه آن جناب فرمودند :
هنگامى كه حضرت ابى عبد اللّه الحسين سلام اللّه عليه از مدينه خارج شدند فوج فوج از فرشتگان آن حضرت را ملاقات كرده در حالى كه بردست آنها حربهها بود و برشترانى از شتران بهشتى سوار بودند، برآن حضرت سلام كرده و عرضه داشتند : اى حجّت خدا بربندگان حق تعالى در چند مورد بواسطه ما جدّت و تو را مدد كرده، اكنون نيز در خدمت شما هستيم .
حضرت فرمودند : وعدهگاه شما محلّ قبر من مىباشد و آن زمينى است كه در آنجا به شهادت مىرسم و آن كربلاء مىباشد، وقتى به آنجا وارد شوم نزد من آييد .
عرضه داشتند : اى حجّت خدا بفرما تا فرمان برده و اطاعت كنيم و اگر از