از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٤٢ - جسارت و اذيتهاى پسر زياد مخذول به سر مطهر حضرت سيد الشهداء عليه السلام
پس، از شنيدن اين آيه از سر آن بزرگوار و اللّه موهاى بدن من راست شد و برخود لرزيدم و عرض كردم : رأسك يابن رسول اللّه اعجب اعجب يعنى امر سر تو اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عجيبتر و غريبتر است .
مرحوم ابن شهرآشوب از شعبى روايت كرده است : انّه صلب برأس الحسين عليه السّلام بالصياذف فى الكوفة فتنحنح الرّأس و قرء سورة الكهف الى قوله انّهم فتية آمنوا بربّهم و زدناهم هدى، يعنى همانا بركشيده شد سر مظلوم كربلا جناب سيّد الشهداء بربازار صرّافان در كوفه، پس من خود ديدم كه آن سر مطهّر سرفهاى كرد و سوره مباركه كهف را تا اين آيه شريفه تلاوت فرمود، پس به كوفيان بىوفا و شاميان پرجفا چيزى به جز ضلالت افزوده نشد .
در حديث ديگر وارد شده است : چون سر مقدّس را در كوفه بردرختى آويختند همه خلق از آن سر شنيدند كه فرمود :
و سيعلم الّذين ظلموا اىّ منقلب ينقلبون .
از يكى از كوفيان نقل شده است كه مىگويد : چون سر آن مظلوم را بردرخت آويخته بودند من نزديك رفته و به آن نظر مىكردم، ديدم كه لبهاى مباركش حركت مىكند چون گوش فراداشتم شنيدم اين آيه را مىخواند :
فلا تحسبنّ اللّه غافلا عمّا يعمل الظّالمون و سيعلم الذين ظلموا اىّ منقلب ينقلبون
و در برخى از كتب معتبر از حارث بن وكيده روايت شده كه گفت : من از كسانى بودم كه سر مقدّس را برداشته بودند شنيدم كه سر مطهّر آن جناب سوره كهف را تلاوت مىفرمود، من در شك افتاده و در تحيّر فرورفتم از طرفى صداى مبارك و نغمه دلرباى آن حضرت را مىشنيدم و از طرف ديگر فكر مىكردم كه سر بىبدن چگونه تكلّم مىكند و خود شنيدم كه به من فرمود : يابن وكيدة اما علمت انّا معاشر الائمّة احياء عند ربّنا ترزق، يعنى اى پسر وكيده آيا نمىدانى كه ما