از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٣٩ - شهادت سردار دست چپ حبيب بن مظاهر اسدى
بن نمير ناپاك فرياد كرد :
يا حسين صلّ، فانّ صلوتك لا تقبل يعنى نماز كن ولى نماز تو مقبول درگاه اله نيست .
اصحاب امام عليه السّلام از شنيدن اين كلام قرار و آرامش خود را از دست دادند مخصوصا جناب حبيب بن مظاهر اسدى كه در جنب امام عليه السّلام ايستاده بود و وقتى اين كلام شوم را از آن شومبخت استماع فرمود فرياد زد : ويلك لا تقبل صلوة الحسين عليه السّلام و تقبل صلوتك يابن الحماره، واى برتو نماز حضرت امام حسين عليه السّلام قبول نمىشود ولى نماز تو كرّه خر قبول مىشود !!!
شعر
|
نماز پسر دختر مصطفى |
نگردد به پاكى قبول خدا |
|
|
نماز تو اى كرّه مادّه خر |
قبول خدا گشت اى سگپدر |
حصين بن نمير از كلام حبيب در غضب شد زيرا كه نام مادر ناپاكش را در ميان لشگر به اسم ( ماده خر ) برد آن نااصل همچون خوك خشمآلود رو بسوى حبيب آورد گفت بگير از دست من و اين شعر را خواند :
|
دونك ضرب السّيف يا حبيب |
و افاك ليث بطل نجيب |
|
|
فى كفّه مهنّد قضيب |
كانّه من لمعة حليب |
|
|
نگر شير از بهر جنگ آمده |
به كف هندى نيلرنگ آمده |
|
|
برون آى تا رأى جنگ آوريم |
شتابى بجاى درنگ آوريم |
حبيب با امام عليه السّلام وداع كرد و عرض نمود :
اى مولاى من اميد دارم كه نمازم را در بهشت اداء كنم و در آنجا سلام شما را به جدّ و پدر و برادر شما برسانم
مرحوم مجلسى در بحار شهادت حبيب را بعد از اداء نماز ظهر ذكر فرموده ولى ابو مخنف و ابن شهرآشوب و ديگران نوشتهاند كه حبيب نماز ظهر را با