از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٥٠ - اسب تاختن اولاد زنا بربدن مبارك سيد الشهداء سلام الله عليه
كه برسلطان دنيا و آخرت چه بنمايند؟
يريدون ان يوطئوا الخيل ظهره اراده كردهاند اسبها را بربدن سيّد الشهدا بتازند و استخوان سينه و پشت آن حضرت را توتيا سازند .
چون شير اين خبر كدورتاثر را شنيد غرّشكنان و اشگريزان روى به قتلگاه سيد الشهداء آورد و با چشم پرحسرت به آن كشتهها نگريست و زارزار گريست و در تفحّص جسم و پيكر بىسر سرور شهيدان ميان كشتهها مىگشت به هركشته كه مىرسيد نگاهى مىكرد و مىگذشت تا آنكه به بدن چاك چاك امام عليه السّلام رسيد پيكرى ديد كه تمام اعضاء و جوارحش از هم گسسته و هيچ عضو سالمى از آن نمانده دست خود را روى آن كشته به خون آغشته نهاد لشگر كوفه و شام وقتى پيش آمدند و خواستند مركبان خود را برپيكر امام عليه السّلام بدوانند آن منظره را ديدند خبر به پسر سعد حرامزاده دادند آن ملعون گفت اين فتنهاى است كه نبايد افشاء و آشكار شود سپس به لشگريان امر نمود كه از تاختن مركبان برنعش مطهّر امام عليه السّلام فعلا منصرف شوند آن گروه بىدين و از خدا بىخبر منصرف شدند و از نعش برگشتند، آن شير روز عاشوراء و شب را در آنجا ماند و از نعش مطهّر امام عليه السّلام حراست نمود و فرداى آنكه روز يازدهم بود قتلگاه را ترك و رفت و عصر روز يازدهم كه عمر سعد اجساد خبيثه كفّار كوفه و شام را امر كرد دفن كنند فرمان داد چند نفر اسب بربدن مطهّر امام عليه السّلام بتازند تا دستور ابن زياد حرامزاده اجراء شده باشد .
مؤلف گويد :
طبق فرموده مرحوم علّامه مجلسى در بحار الانوار [١] اسامى افرادى كه اسب بربدن مطهّر امام عليه السّلام تاختند عبارتست از : ١- اسحق بن حيوة الحضرمى [٢] ٢- اخنس بن مرثد ٣- حكيم بن طفيل السنبسى ٤- عمرو بن صبيح الصيداوى ٥-
[١] بحار الانوار ج (٤٥) ص (٥٩)
[٢] بحار الانوار ج (٤٥) ص (٥٩)