از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٢٥ - ملحق شدن سى و دو نفر از لشگر عمر بن سعد ملعون به لشگر حضرت امام حسين عليه السلام در شب عاشوراء
دست مىكشند .
شعر
|
براه دوست گر بايد فدائى |
توان زد بردو عالم پشت پائى |
|
|
توان از اكبر و اصغر گذشتن |
توان از پيكر و از سر گذشتن |
١١- واقعه آمدن هلال به كشيك خيام امام عليه السّلام
از وقايع ديگرى كه در اين شب پرتعب واقع شده حكايت هلال بن نافع بجلى است، اين واقعه را مرحوم علّامه قزوينى در رياض الاحزان از صاحب رياض المؤمنين باين شرح نقل كرده است :
چون موكب مسعود خامس آل عبا وارد زمين محنت قرين كربلاء شد از ميان اين همه ملازمان و همراهان كه كمر مواسات و مقاسات امام زمان را برميان بسته بودند چاكرى خاص و نوكرى بااخلاص و اختصاصتر از هلال بن نافع بجلى نبود، پروانهوار در گرد شمع جمال حسينى مىگرديد و در مواضع خوفناك و هولناك محارست و پاسبانى سبط سيّد لولاك مىنمود و كان حازما بصيرا بالسّياسة .
آداب حرب و رسوم طعن و ضرب را نيكو مىدانست و بگفته ابى مخنف در مقتل وى دستپرورده شير ذو الجلال اسد الله الغالب على بن ابيطالب عليه السّلام بود، در تيراندازى بىبدل و در رزمسازى ضرب المثل بود .
وى نام خود و نام پدرش را برفاق تير نقش مىكرد و آن تير را رها مىنمود و در شب تار چشم مار را مىدوخت در شب پرتعب عاشوراء كه اصحاب و احباب در خيمه عبادت مشغول طاعت شدند هلال نيز در خيمه خود مشغول اصلاح سلاح خود بود شمشير هلالى خود را برهنه كرده بود و صيغل مىزد و با خود در گفتگو بود مىگفت : هيچ شبى از اين شب باهيبتتر نيافتيم، قاف تا قاف كربلاء را لشگر دشمن گرفته بود و خيام با احترام حضرت را محاصره كرده بودند، هلال با