از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٢١ - شب عاشوراء و وقايع در آن
شتر به زير آورده و روى زمين خوابانيدند .
امام عليه السّلام جوان رشيدش را در بغل گرفت و صورت نازنينش را بوسيد تحسين و آفرين فرمود .
٩- عبادت اصحاب و ياران امام عليه السّلام
به روايت مرحوم صدوق در امالى بعد از آنكه شاهزاده حضرت على اكبر سلام اللّه عليه آب به خيام آوردند امام عليه السّلام به اصحاب و ياران فرمودند :
قوموا فاشربوا من الماء يكن آخر زادكم و توضّؤا و اغتلوا و اغسلوا ثيابكم لتكون اكفانكم
از اين آب بياشاميد كه آخرين توشه شما است و وضوء گرفته و غسل نمائيد و جامههاى خويش را با آن بشوئيد تا اين جامهها كفنهاى شماها باشد
شعر
|
شه تشنهلب گفت اى دوستان |
ايا تشنهكامان اين بوستان |
|
|
مر اين آبتان آخرين توشه است |
خود او هم طفيل جگرگوشه است |
|
|
بنوشيد از اين تا سر آفتاب |
كه ديگر نبينيد ديدار آب |
|
|
پى غسل هم شستشوئى كنيد |
براى عبادت وضوئى كنيد |
|
|
بشوئيد هركس لباس و بدن |
كه امشب بود جامه فردا كفن |
مرحوم ملّا محمّد حسن صاحب رياض الاحزان مىفرمايد :
چون اصحاب و انصار و صغار و كبار از آب سيراب شدند خود را شستند و وضوء گرفته و البسه خود را تطهير كردند مهياى عبادت شدند، رفتند در ميان خيام سجّاده طاعت گستردند و مشغول نماز و نياز و تضرّع و زارى و استغفار و تلاوت قرآن شدند فاختلط الصّوت الحزين مع البكاء و الانين و امتزج صحيح الآملين بصراخ المستصرخين و استغاثة المستغثين و مناجات الطّالبين و يخيب الخائفين، فهم بين قائم و قاعد و راكع و ساجد و قانت و متشهّد و مكبّر و مسلم و شاك و