از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٤٧ - محاصره كردن دشمن اردوى امام عليه السلام را
لقد استحوذ عليكم الشيطان فانسيكم ذكر اللّه العظيم .
همانا شيطان در سينه و قلوب شما جاى گرفته و ذكر خدا را از ياد شما برده، حق را فراموش و باطل را پسنديدهايد .
فتبّا لكم و لما تريدون، انّا للّه و انّا اليه راجعون
پس واى برشما و براراده شما كه بدكارى را پيش گرفتهايد، فرزند پيغمبر خود را مىكشيد و امّا ما اولاد پيغمبر در جوار رحمت رب العالمين بوده و باز بسوى او برمىگرديم .
سپس امام عليه السّلام فرمودند :
هولاء قوم كفروا بعد ايمانهم فبعدا لقوم الظّالمين
اينها گروه و جماعتى هستند كه پس از آوردن ايمان كفر ورزيدند پس چنين قوم ظالم و ستمكارى دور از رحمت الهى باشند .
سخنان امام عليه السّلام كه به اينجا رسيد عمر بن سعد بداختر رو به لشگر كرد و گفت :
يكى از شما جواب حسين بن على را داده و او را ساكت كند و نگذارد اينقدر سخن بگويد فانّه ابن ابيه و اللّه لو وقف فيكم هكذا يوما جديدا لما انقطع .
اى لشگر به خدا سوگند اين شخص پسر همان پدر است كه فصاحت و بلاغت در نزد وى خاضع و خاشع است به ذات حق تعالى قسم اگر حسين تا يك روز ديگر در ميدان بايستد و سخن بگويد هرآينه خسته نمىشود و كلامش را قطع نمىكند هرچه زودتر جوابش را بدهيد كه هوا گرم مىشود و كار دشوار مىگردد .
شمر ملعون از ميان آن همه لشگر پيش آمد و فرياد زد :
يا حسين ما هذا الذى تقول افهمنا اى حسين حرفى بزن كه ما بفهميم و جواب بازگوئيم اى حرفها كه مىگوئى ما نمىفهميم .
حضرت فرمود :
اقول : اتّقو اللّه و لا تقتلونى فانّه لا يحلّ لكم قتلى و لا انتهاك حرمتى