از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٥٥ - مقاله مرحوم واعظ قزوينى در رياض القدس
خون من بيالائى مىدانى در محشر در فزع اكبر خلاصى ندارى .
شعر
|
به اين ظلم بيداد روز حساب |
رسول خدا را چه گوئى جواب |
|
|
نگه كن كه شير خدا دامنت |
گرفتست و پرسد ز خون منت |
|
|
برهنه سرا پيش عرش خدا |
شكايت كند از تو خير النّساء |
|
|
شنيدم گرفتى تو منشور رى |
بخون من اين كى روا بود كى |
عمر بن سعد عرض كرد : قربانت من تو را نيكو مىشناسم و حسب و نسب تو را از همه بهتر مىدانم سبط پيغمبر، فرزند حيدر، ميوه دل فاطمه اطهرى ولى بايد يكى از اين دو كار را اختيار كنى وگرنه چون آتش ظلم ابن زياد زبانه كشيد هم تو را و هم مرا مىسوزاند، چارهاى بكن كه ما هردو رهائى يابيم نه تو كشته شوى و نه من .
فى اخبار الدّول و آثار الاول قال الامام عليه السّلام : اختار و امنّى واحدة من ثلاث
حضرت فرمود : چاره درد من و تو اين است كه يكى از اين سه كار را درباره من اختيار كنيد :
يكى : آنكه راه بدهيد يا به مكّه و يا به مدينه برگردم و يا به بلدى از بلاد مسلمانان روم، باشم من هم يكى از اسلاميان يا آنكه بگذاريد بپاى خود نزد يزيد به شام بروم او داند و من .
اى عمر اگر يكى از اين سه حاجت من روا شود خسرانى به تو نمىرسد و حاجت من هم روا شده .
شعر
|
نه آلوده باشى به خون دامنى |
نه آتش زنى از جفا خرمنى |