از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٣٨ - شهادت سردار دست چپ حبيب بن مظاهر اسدى
خدا را ملاقات كرده باشم نماز ظهر را كه وقتش رسيده انجام داده باشم .
و نيز ابو مخنف روايت كرده كه عرضه داشت : يابن رسول اللّه قد حضرت الصّلوة فصلّ بنا
وقت نماز رسيده مايليم كه نماز را با شما بخوانيم
مرحوم مجلسى در بحار فرموده :
فرفع الحسين عليه السّلام رأسه الى السّماء و قال : ذكرت الصّلوة جعلك اللّه من المصلّين پس امام عليه السّلام سر به آسمان بلند كردند آفتاب را در زوال ديدند فرمودند : ياد نماز كردى خدا تو را از نمازگزاران قرار دهد .
بارى در چنين وقتى امام عليه السّلام فرمودند : اى ياران از اين گروه زمانى مهلت بخواهيد كه دست از جان ما بردارند تا ما نماز بجاى آوريم .
به روايت ابو مخنف سپس امام عليه السّلام به ابو تمامه صيداوى فرمودند : اذّن يرحمك اللّه
خدا تو را رحمت كند اذان بگو .
برخى فرمودهاند : در بعضى از نسخ مقتل ابو مخنف است كه خود حضرت به نفس نفيس اذان فرمود
سپس ابو مخنف مىگويد : امام عليه السّلام فرياد زدند : يا عمر بن سعد أنسيت شرائع الاسلام الّا تقف عنّا الحرب حتّى نصلّى و نعود الى الحرب آيا يكباره شريعت را به كنار گذاشتى و مسلمانى را فراموش كردهاى؟ ! چرا دست از ما برنمىدارى كه ما فريضه حق را بجا آوريم بعد رو به جنگ آريم؟
عمر بن سعد ناپاك جواب نداد، امام عليه السّلام زبان به حوقله گشوده و فرمودند : شيطان براين قوم چيره شده است
شهادت سردار دستچپحبيب بن مظاهر اسدى (٢٠)
پس از فرمايشات امام عليه السّلام و سكوت پسر سعد حرامزاده از ميان جمع حصين