از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٨٢ - شهادت ولى اكبر حضرت على اصغر سلام الله عليه
نور ديده كجا مىروى و با اين حالت چرا مىروى ! ؟ تو كه بيمارى و طاقت حرب با اين قوم را ندارى .
شعر
|
كودكانى چند بردنبال او |
هريكى آشفتهتر ز احوال او |
|
|
وانزمان خسته جان پيرامنش |
هريكى بگرفته بركف دامنش |
|
|
كاى عليل ناتوان بىشكيب |
مىروى چون از سر جمعى غريب |
فقال يا عمّتاه ذرينى اقاتل بين يدى ابن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله :
حضرت سجّاد عليه السّلام فرمود : عمّه جان دست از من بردار و بگذار در مقابل پسر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جانفشانى كنم .
فقال الحسين : يا امّ كلثوم خذيه لئلّا تبقى الا الارض خاليا من نسل آل محمّد .
حضرت امام حسين عليه السّلام فرمود : اى امّ كلثوم، فرزندم را بگيريد و نگذاريد بيايد مبادا كشته شود و زمين از نسل آل محمد خالى بماند يك بازوى حضرت سجاد عليه السّلام را عليا مخدّره زينب و بازوى ديگرش را عليا مخدّره امّ كلثوم گرفت و آن حضرت را آوردند نزديك بستر، حضرت چون بيمار بود از حركتى كه كرده بود بدنش به لرزه و نفسش به شماره افتاده بود ازاينرو وقتى به كنار بستر رسيد افتاد و غش كرد .
شهادت ولى اكبر حضرت على اصغر سلام اللّه عليه
از جمله فدائيان و شهداء ارض پربلاء كربلاء شاهزاده على اصغر سلام اللّه عليه است .
والده ماجده او به روايت روضة الشّهداء و ابن شهرآشوب شهربانو دختر يزدگرد پادشاه عجم بود و بدين ترتيب برادر پدرى و مادرى حضرت امام سجاد است .
ابو مخنف سن شاهزاده را ششماه تعيين و تحرير نموده است و صاحب