از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٩٩ - شب عاشوراء و وقايع در آن
انّى قد اذنت لكم فانطلقوا جميعا فى حلّ ليس عليكم منّى ذمام .
پس از حمد و ستايش يزدان پاك، من اصحابى را باوفاتر و بهتر از اصحاب خود و اهل بيتى را نيكوتر و اصيلتر از اهل بيت خود سراغ ندارم پس خدا از طرف من به شما پاداش و اجر نيكو عطاء فرمايد، اى ياران گمان نمىكنم از دست اين قوم غير از فردا روز ديگرى را داشته باشيم، بدانيد من به شما اذن دادم و بيعت خويش را از عهده شما برداشتم، پس راه خود را پيش گيريد و به هركجا كه مىخواهيد برويد .
هذا اللّيل قد غشيكم فاتّخذوه جملا ثمّ ليأخذ كلّ رجل منكم بيد رجل من اهل بيتى ثمّ تفرّقوا فى سوادكم و مداينكم حتّى يفرج اللّه .
الآن شب است و تاريكى آن شما را پنهان داشته لذا تاريكى را براى خود شتر و مركب قرار داده هريك از شما دست يكى از اهل بيت مرا بگيريد و متفرّق شده و به شهرها و ديار خود رويد تا خدا در كار شما فرج عطا فرمايد مرا با اين لشكر واگذاريد .
فانّ القوم انّما يطلبونى و لو قد اصابونى فى الهواء عن طلب غيرى
اى ياران اين گروه غير از من طالب ديگرى نيستند و من از دست ايشان جان بدر نخواهم برد و اگر در هوا هم بروم مرا خواهند گرفت و خونم را خواهند ريخت .
اظهار وفادارى حضرت قمر بنى هاشم سلام اللّه عليه به امام عليه السّلام
سخن امام عليه السّلام كه به اينجا رسيد اصحاب و ياران آن حضرت گريستند و اوّل كسى كه ايستاد و در جواب آن جناب اظهار ثبات و ايستادگى نمود حضرت ابو الفضل قمر بنى هاشم بود آن بزرگوار با برادرها و برادرزادهها و بنى اعمام از كلمات غمانگيز و حاكى از غربت امام عليه السّلام سخت متأثر و دلتنگ شده لذا از زبان خود و ساير شهزادگان محضر مبارك برادر عرضه داشت :