از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٠٠ - شب عاشوراء و وقايع در آن
اى مولا و اى سرور ما به ذات پاك ايزد متعال ما اين كار را نخواهيم نمود كه شما را به دست دشمن سپرده و خود جان بدر ببريم، خدا آن روز را نياورد كه ما در دنيا زنده باشيم و شما نباشيد، قدمهاى ما بريده باد اگر از در آستانه تو قدم برداريم و چشمانمان كور باد اگر بغير از جمال تو بنگريم .
و پس از قمر بنى هاشم سلام اللّه عليه ساير برادرها و برادرزادهها و خواهرزادهها زمين ادب بوسيده و عرضه داشتند :
ما به جان و دل مطيع و فرمانبردار آنچه ابو الفضل العباس به عرض اقدس همايونى رساند مىباشيم .
امام عليه السّلام تمام سخنان ايشان را شنيده و در حقّشان دعاء فرمودند، سپس روى مبارك به اولاد عقيل كرده و فرمودند :
يا بنى عقيل حسبكم من القتل بمسلم فاذهبوا انتم فقد اذنت لكم .
اى فرزندان عقيل كشته شدن مسلم شما را بس بوده و داغ او شما را كافى است به شما اذن دادم كه به آن اكتفاء كرده و راه وطن را پيش گيريد و برويد
اظهار وفادارى عبد اللّه بن مسلم بن عقيل به امام عليه السّلام
عبد اللّه كه پسر بزرگتر جناب مسلم بن عقيل سلام اللّه عليه بود پيش آمد و عرضه داشت :
سبحان اللّه فما يقول الناس، يقولون انا تركنا شيخنا و سيّدنا و بنى عمومتنا خير الاعمام و لم نرم معهم بسهم و لم نطعن معهم برمح و لم نضرب معهم بسيف و لا ندرى ما صنعوا، لا و اللّه ما نفعل و لكن نفديك بانفسنا و اموالنا و اهلينا و نقاتل معك حتّى نرد موردك فقبّح اللّه العيش بعدك .
اى نور ديده رسالت معاذ الله كه اين عمل از ما سر بزند كه تو را تنها بگذاريم و برويم، مردم به ما چه خواهند گفت، بگويند :
|
ما تخم بد كاشتيم |
بزرگ خود از دست بگذاشتيم |
از مدينه تا مدينه (مقتل) ؛ص٤٠١