از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٠٢ - شب عاشوراء و وقايع در آن
دستههاى تيغ در دست ما است با اين ناكسان مقاتله خواهيم نمود .
و لو لم يكن معى سلاح اقاتلهم به لقذفتهم بالحجارة .
اى سرور اگر سلاح جنگ من از بين برود و چيزى نداشته باشم كه با اين از خدا بىخبران بجنگم همانا با سنگ با آنها نبرد مىنمايم
فرد
|
نيابم به يزدان اگر ساز جنگ |
سر دشمن شه بكوبم به سنگ |
و اللّه لا نخلّيك حتّى يعلم اللّه انّا قد حفظنا غيبة رسول اللّه فيك .
به ذات پاك پروردگار قسم دست از چاكرى تو برنمىداريم تا خدا بداند كه ما پاس حرمت پيغمبرش را در غيبت آن حضرت درباره اولادش چگونه نگاه داشتيم .
اما و اللّه لو قد علمت انّى اقتل ثمّ احيى ثمّ اقتل ثمّ احرق ثمّ اذرى يفعل ذلك بى سبعين مرّة ما افارقك حتّى القى حمامى دونك
قسم به ذات پروردگار اگر بدانم كه در راه محبّت تو كشته شده سپس زنده گشته پس از آن كشته شده و جسدم را سوزانده سپس خاكسترم را به باد فنا مىدهند همچنين تا هفتاد بار باز دست از يارى و محبت تو برنداشته تا مرگ را در نزد تو چشيده و ملاقات كنم .
شعر
|
نيست از عاشق كسى ديوانهتر |
عقل از سوداى او كور است و كر |
|
|
لحظه لحظه شاهباز جانشان |
پرزنان تا صاعد جانانشان |
|
|
دوست چون يار است دشمن كو مباش |
جان كه بد جانان بود تن كو مباش |