از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٣١ - وقايع روز اول ورود حضرت امام حسين عليه السلام(دوم محرم) به سرزمين پربلاء كربلاء
يعنى : اى روزگار اف برتو باد كه بد دوستى هستى، چه بسيار در بامداد و شام طالب حق و يار خود را كشتهاى، روزگار بدل و عوض قبول نمىكند، فقط كار واگذارده شده به خداوند بزرگ است و هرزندهاى براين راه كه من روم رفتنى است .
شاعرى اين اشعار را به نظم فارسى درآورده و گفته است :
|
اى چرخ اف در دوستى بادت كه خواهى |
بينى بهرصبحى و در هرشامگاهى |
|
|
آغشته در خون از هواخواهى و يارى |
وين چرخ نبود قانع از گل برگياهى |
|
|
هرزندهاى بايد بهپيمايد ره من |
گيتى ندارد غير از اين رسمى و راهى |
|
|
حالى كه نزديك است وقت كوچ كردن |
جز بارگاه عزّتش نبود پناهى |
راوى مىگويد : حضرت عليا مخدّره زينب كبرى سلام اللّه عليها وقتى اين اشعار را شنيد خدمت برادر عرض كرد : برادرم كسى اين سخن را مىگويد كه به كشته شدن خويش يقين كرده باشد .
حضرت فرمودند : آرى خواهرم .
حضرت زينب سلام اللّه عليها عرضه داشت : آه چه مصيبتى !! حسين عليه السّلام خبر مرگ خود را به من مىدهد .
راوى گفت : تمام زنان گريان شدند و سيلى به صورتهاى خود زده و گريبانها را چاك كردند .
عليا مخدّره حضرت امّ كلثوم سلام اللّه عليها پيوسته فرياد مىزد و مىفرمود : اى واى، يا محّمد، اى واى يا على، اى واى، اى مادر، اى واى برادر، اى واى