از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٨ - حركت حضرت مسلم بن عقيل به جانب كوفه
فصل هفتم
حركت حضرت مسلم بن عقيل به جانب كوفه
قبلا گفتيم چون نامههاى كوفيان غدّار و مكّار بطور متواتر و متناوب به آن حضرت رسيد و گاهى در يك روز تعداد آنها به ششصد تا مىرسيد و مضمون تمام آنها اين بود كه ما امام و پيشوا نداريم و از ظلم و ستم بنى اميّه به تنگ آمده و ايشان را نمىخواهيم از اينرو برما منّت گذارده و به شهر ما قدمرنجه فرما و با قدوم همايونت به اين ستمها و ظلمها خاتمه بده .
و پيوسته حضرت در رفتن كوفه تعلّل مىورزيدند تا به گفته مورخين تعداد نامهها به دوازده هزار نفر رسيد و حضرت تمام را در خورجينى ريخته و محفوظ نگه داشته تا اگر از آن جناب سؤال شد براى چه به كوفه آمدهاى آنها را نشان داده و بفرمايند موجب آمدن دعوت اهل كوفه بود و اين نامهها شاهد براين ادّعاء مىباشند .
بهرصورت وقتى اصرار اهل دغا و پافشارى آن مردم بىوفا از حدّ فزون شد قبله ارباب وفا و سلطان سرير حشمت و جاه حضرت اقدس مسلم پاكيزهكيش را پيش طلبيد .
|
مر او را به رفتن اشارت نمود |
سراى دلش را عمارت نمود |
فرمود : اى پسر عمّ مكرّم بايد در اين راه آنقدر بلندهمّت باشى كه شهادت را در خود آشكارا ببينى چنانچه من از بشره تو علائم و امارات شهادت را مشاهده مىكنم .
يابن عم ارجو اللّه ان يوصلنى و ايّاك الى ما نريد و يرفعنا الى درجة الشّهادة .
اى پسر عم از پروردگار اميد دارم كه ما را به آن مقامى كه مىخواهيم يعنى مقام