از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٢ - گفتار مرحوم حاج ميرزا رفيع گرمرودى در كتاب ذريعة النجاة
رهبرى كرده و شرّ حاكم فاسق و فاجر و ظالم را از سر آنها كوتاه نمايد از اينرو آن جناب به منظور اتمام حجّت برايشان از مدينه خارج و به مكّه و سپس از آنجا به طرف كوفه شتافتند .
رابعا : در برخى اوقات از ذوات مقدّسه معصومين عليهم السّلام افعال و حركات معجزهآسايى صادر شده كه در طاقت بشر نبوده و اساسا فكر و انديشه از درك و وصول به آنها ناتوان است و در سائر اوقات مطابق معمول و عادت مشى مىكنند چه آنكه در غير اين صورت حكمت الهى در بعثت انبياء و اولياء باطل مىگشت و شاهد براى گفتار روايتى است كه مرحوم صدوق آن را در على الشرايع و اكمال الدين روايت نموده و شيخ طبرسى عليه الرّحمه نيز آن را از محمّد بن ابراهيم بن اسحق طالقانى باين شرح نقل كرده است :
محمّد بن ابراهيم مىگويد : من با جماعتى كه در بينشان علىّ بن موسى القصرى بود نزد شيخ ابو القاسم حسين بن روح بوديم، شخصى از بين جمعيّت برخاست و محضر شيخ عرض كرد : مىخواهم راجع به چيزى از شما سؤال كنم آيا اجازه مىدهيد؟
شيخ فرمود : از هرچيز خواستى بپرس .
آن شخص گفت : آيا حضرت حسين بن على عليه السّلام ولىّ خدا بوده يا نه؟
شيخ فرمود : آرى
آن شخص عرض كرد : بفرمائيد آيا قاتل آن حضرت دشمن خدا بوده يا نه؟
شيخ فرمود : آرى
آن شخص عرض كرد : آيا ممكن است خداوند دشمن خود را برولىّ خويش مسلّط كند .
شيخ فرمود : آنچه را كه به تو مىگويم بفهم، بدان كه خداى عزّ و جل به طور آشكار و ظهور خلق را مورد خطاب قرار نمىدهد و با خودشان تكلّم نمىفرمايد