از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٨ - واقعه دو طفلان حضرت مسلم بن عقيل سلام الله عليه به نقل مرحوم ملا حسين كاشفى در كتاب روضة الشهداء
مخفى دارد طاقت آن نداشت :
شعر
|
ناله را چندانكه مىخواهم كه پنهان بركشم |
سينه مىگويد كه من تنگ آمدم فرياد كن |
قاضى خروش درگرفت و گفت : اى مخدومزادگان .
شعر
|
بنياد دين ز سنگ حوادث خراب شد |
دلها به درد و داغ جدائى كباب شد |
|
|
مهر شرف در ابر ستم گشت مختفى |
بحر كرم ز صدمت دوران سراب شد |
بدانيد كه خلعت شادى دنيا، مطرّز به طراز غم است و شربت سور بىاعتبارش آلوده به زهر ماتم مشرب هرتهنيتى مكدّر به شوب تعزيتى، و گلستان هرعشرتى پيوسته به خارزار عسرتى
شعر
|
هيچ روشندلى در اين عالم |
روز شادى نديد بىشب غم |
اكنون بدانيد كه پدر بزرگوار شما كه اختر سپهر معالى بود از اوج اقبال به حضيض ارتحال انتقال نمود و شهباز روح مقدّسش به بال شهادت به جانب رياض سعادت پرواز نمود .
شعر
|
دنيا بهشت و رحمت پروردگار يافت |
در روضه بهشت به خوبى قرار يافت |
حق سبحانه و تعالى شما را از صبر جميل و اجر جزيل كرامت كند .
پسران مسلم كه اين سخنان استماع نمودند هردو بيهوش شده بيفتادند و بعد