از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٩٩ - رجز خواندن امام عليه السلام و كشتن جمعى از كافران را
|
يا لقوم من اناس ارذل |
جمعوا الجمع لاهل الحرمين |
واى براين خلق پستفطرت باد كه جمع كردند اين اشرار را براى جنگ با اهل حرم خدا و رسولش
|
ثمّ صاروا و تواصوا كلّهم |
باحتياج لرضاء الملحدين |
پس همه عهد خود را محكم كردند در اين كار بجهت خشنودى دو ملعون ملحد يعنى يزيد و ابن زياد .
|
لم يخافوا اللّه فى سفك دمى |
لعبيد اللّه نسل الكافرين |
از خداوند نترسيدند در ريختنخون من از براى خاطر عبيد اللّه بن زياد كه پدر و مادر او هردو كافر بودند
|
و ابن سعد قدرمانى عنوة |
بجنود كوكوف الهاطلين |
و پسر سعد لعين با لشگر خود از روى قهر و غلبه مرا تيرباران كردند بمثل شدّت باريدن باران از دو ابر ريزان
|
لا لشئ كان منّى قبل ذا |
غير فخرى بضياء النّيّرين |
و اين تيرباران نه بسبب گناهى بود كه از من صادر شده بود به غير از فخر كردن من به جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه نور آفتاب و ماه است .
|
بعلىّ الخير من بعد نبىّ |
و النّبىّ القرشىّ الوالدين |
و فخر كردن من به پدرم على بن ابيطالب عليهما السّلام كه بعد از پيغمبر از همه كس بهتر است و پيغمبرى كه پدر و مادر او از قريش است .
|
خيرة اللّه من الخلق الى |
بعد جدّى و انا بن الخيرتين |
اى قوم پدرم بهتر از همه خلق خداوند است بعد از جدّم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و منم فرزند اين هردو بزرگوار برگزيده خدا
|
امّى الزّهراء حقّا و ابى |
وارث العلم و مولى الثّقلين |
اى جماعت به حقيقت همه مىدانيد كه مادرم فاطمه زهرا است و پدرم وارث