از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٤٦ - نماز خواندن امام عليه السلام با اصحاب و شهادت سعيد بن عبد الله
مقاله مرحوم صدر قزوينى در كتاب حدائق الانس
مرحوم صدر قزوينى در كتاب حدائق الانس فرموده :
در مقتلى كه منسوب است به ابى مخنف آمده است كه : و صلّى عليه السّلام باصحابه صلوة الظهر، فلمّا فرغ من صلوته حرّصهم على القتال .
چون خامس آل عبا جناب سيّد الشّهداء عليه السّلام از نماز ظهر فارغ شد حالتى دل شكن برآن جناب رخ داد كه دل مقبلش مثل مرغ نيم بسمل مىتپيد، آثار انكسار از بشره آن سرور آشكار بود، اين آثار انكسار بنابر قول مرحوم علّامه در بحار براى آن بود مبادا فدا بيايد و يا بداء حاصل شود و الّا اگر براى شهادت مىبود هرچه امام عليه السّلام نزديكتر به شهادت مىشد رخسارهاش شكفته و برافروختهتر مىشد چنانچه شيخ صدوق طاب ثراه در كتاب امالى مىفرمايد هرقدر كه كار برآن بزرگوار سختتر مىشد چهره گلناريش برافروختهتر مىشد برخلاف اصحاب آن جناب كه هرقدر از ايشان كشته مىشد دلشكستهتر مىشدند مخصوصا بعد از نماز ظهر چنان افسرده و پژمرده شده بودند و خسته و درمانده گشته بودند كه طاقت از جا برخاستن و قدرت شمشير برداشتن نداشتند، حق داشتند زيرا شب تا صبح نخوابيده و از طلوع آفتاب تا بعد از ظهر با لب تشنه و با شكم گرسنه مشغول حركت و جنگ بوده ميان آفتاب سوزان با زخمهاى فراوان و با قلّت اعوان چنان دلها شكسته بود كه نمىخواستند از جا برخيزند و با دشمن در ستيزند امام مستضام كه اين حالت زار اصحاب ديد برخواست و ايستاد و تكيه به شمشير داد لعل گهربار گشود و ياران خسته را خطاب نمود و ترغيب برجهاد فرمود .
يا اصحابى انّ هذه الجنّة قد فتحت ابوابها و اتّصلت انهارها و اينعت اثمارها و زيّنت قصورها و تولفت ولدانها و حورها .
|
كه اى پاسداران دين خداى |
بمردى يكى برفشاريد پاى |