از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٥٥ - بىتابى نمودن فاطمه دختر سيد الشهداء عليه السلام براى پدر و از دنيا رفتنش در خرابه شام
|
اطفالنا من الظّمأء |
حيث الفرات سائل |
يعنى منّت برپسر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بگذاريد و يك شربت آب به اطفال جگركباب من برسانيد كه از تشنگى مردهاند زنده شوند
|
قالوا له لا ماء لنا |
الّا السّيوف و القنا |
|
|
فانزل بحكم الادعياء |
فقال بل اقاتل |
در جواب برادرم گفتند حسين عليه السّلام تو در نزد ما آب ندارى بلكه جواب تو نيزه و شمشير است مگر آنكه سر به حكم يزيد و ابن زياد آورى تا آب بخورى .
برادرم فرمود سر به حكم حرامزاده نخواهم آورد جنگ مىكنم تا كشته شوم اى زنها برادرم آنقدر جنگ كرد تا آنكه
|
حتّى اتاه مشقص |
رماه وعد ابرص |
|
|
من سقر لا يخلص |
رجس دعىّ و اغل |
تيرى سه پهلو ملعونى رجس و ابرص بطرف او رها كرد همان تير كار برادرم حسين عليه السّلام را ساخت و لشگر اظهار فرح كردند
بىتابى نمودن فاطمه دختر سيّد الشّهداء عليه السّلام براىپدرو از دنيا رفتنش در خرابه شام
|
زينب ( ع ) چه در خرابه ويران نزول كرد |
مىگفت با نسيم سحرگه زبانحال |
|
|
كاى باد اگر بسوى شهيدان گذر كنى |
برگوى با حسين ( ع ) شهيدم كه كيف حال |
|
|
برگو خرابه منزل اهل و عيال شد |
يا مونسى تعال الى الأبل و العيال |
چون اولاد رسول و ذرارى فاطمه بتول را در خرابه شام منزل دادند آن غريبان ستمديده و آن اسيران داغديده صبح و شام براى جوانان شهيدان خود در ناله و