از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٣ - گماردن ابن زياد مخذول حصين بن نمير تميمى را برقادسيه و بستن آن ملعون طرق و راهها را
بارى امام عليه السّلام با ياران شب را در اين منزل به صبح آوردند على الصباح مردى از اهل كوفه كه كنيهاش ابا هرة الازدى بود خدمت آن جناب رسيد و سلام داد و سپس عرض كرد :
اى فرزند رسول خدا چه چيز باعث شد كه از حرم خدا و حرم جدّتان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خارج شويد؟
حضرت فرمودند : واى برتو اى ابا هرة، بنى اميّه مالم را گرفته و ضبط كردند، صبر نمودم عرض و آبرويم را در مخاطره قرار دادند صبر كردم، خونم را خواستند بريزند، فرار اختيار كردم، به خدا سوگند گروه ستمكار مرا خواهند كشت و پس از آن خداوند جبّار لباس ذلّت برايشان پوشانده و شمشيرى برّنده برآنها قرار داده و كسى را مسلّط برآنها نمايد كه خوار و ذليلشان كرده حتى از قوم سباء نيز كه سلطانشان زنى از خودشان بود و برمال و خونشان حكومت مىكرد ذليلتر و بيمقدارتر شوند
گماردنابن زياد مخذول حصين بن نمير تميمى را برقادسيه و بستن آن ملعون طرق و راهها را
آوردهاند كه وليد بن عتبه والى مدينه چون از توجه حضرت ابا عبد اللّه عليه السّلام به عراق آگاه شد نامهاى به ابن زياد نوشت و او را از مقاتله با حضرت امام عليه السّلام برحذر داشت و به وى هشدار داد كه گرد اين كار نگردد چه آنكه اگر دستش را به خون پاك آن امام همام آلوده كند تا روز قيامت ملعون و مطرود عام و خاص خواهد بود .
ابن زياد بدين سخنان توجّهى نكرد و حصين بن نمير تميمى كه صاحب شرطه و رئيس فراشان او بود را طلبيد و وى را با لشگرى آراسته به قادسيه فرستاد و به او سفارش اكيد نمود كه سر راهها را مسدود كرده و نگذارد كسى وارد كوفه شود .
حصين بن نمير كه از فرومايگان و اراذل دستگاه حاكمه عبيد اللّه بن زياد به